کمسیون ملی ایران- یوسنکو

گزارش مجمع جهانی يونسکو با عنوان: رتبه‌بندي‌ها و مسوليت در آموزش عالي: استفاده‌ها و سوء استفاده‌ها (مقر يونسکو، پاریس- می 2011) - کمیسیون ملی یونسکو-ایران

گزارش مجمع جهانی يونسکو با عنوان: رتبه‌بندي‌ها و مسوليت در آموزش عالي: استفاده‌ها و سوء استفاده‌ها (مقر يونسکو، پاریس- می 2011)

مجمع جهاني يونسکو با عنوان: رتبه‌بندي‌ها و مسوليت در آموزش عالي: استفاده‌ها و سوء استفاده‌ها در 26 و 27 ارديبهشت 1390 در مقر يونسکو در پاريس با حضور دويست و چهل نماينده از کشورهاي مختلف جهان برگزار شد.

مرکز منطقه‌اي اطلاع‌رساني علوم و فناوري و پايگاه استنادي علوم جهان اسلام تنها نماينده دولت جمهوري اسلامي ايران در اين نشست بود.
جلسه با سخنراني خانم”بوکوا” مديرکل يونسکو آغاز شد و رياست جلسه‌ها به عهده دکتر “تانگ” معاون مديرکل در امور آموزشي بود. ابتدا خانم “هلن هيزل کورن” از موسسه فناوري دوبلين به عنوان سخنران اصلي، در مورد “دانشگاه‌هاي تراز اول يا نظام‌هاي تراز اول با تاکيد بر رتبه‌بندي‌ها و انتخاب سياست‌هاي موثر در آموزش عالي” ارائه صحبت کرد. خانم “هيزل کورن” مطالب خود را با اين سوالات آغاز کرد که آيا انتخاب دانشگاه و ورود دانشگاه به گروه يکصد دانشگاه برتر جهان حائز اهميت است؟ آيا رتبه‌بندي‌ها با ايجاد رقابت، باعث بهبود استاندارد‌ها شده و ماموريت دانشگاه‌ها را در تعميق برنامه‌هاي آموزشي بهبود مي‌بخشد؟ آيا از رتبه‌بندي‌ها بايد براي اتخاذ تصميم در مورد سياست‌هاي آموزشي و تخصيص منابع مالي استفاده کرد؟ آيا هدف سياست‌ها بايد به وجودآوردن دانشگاه‌هاي تراز اول و يا ايجاد نظام‌هاي تراز اول جهاني باشد؟
وي به اين نکته اشاره کرد که با انتشار گزارش رتبه‌بندي‌هاي جهاني، پيوسته توجه رهبران سياسي و مقامات دانشگاهي به رتبه‌بندي‌ها جلب مي‌شود. خانم “هيزل کورن” بر اين باور بود که سياستمداران همواره از رتبه‌بندي‌ها به عنوان معيار اقتدار اقتصادي کشور و آرزوها و آرمان‌هاي آن ياد مي‌کنند. از طرف ديگر، به اعتقاد او دانشگاه‌ها از رتبه‌بندي‌ها براي کمک به تعريف يا تدوين اهداف دانشگاه‌ها استفاده مي‌کنند. به گفته وی امروز بيش از 50 نظام رتبه‌بندي ملي و 10 نظام رتبه‌بندي جهاني وجود دارد که در اين بين وي به نظامEuropean Union’s U-Multirank به طور ویژه اشاره کرد.
بعد از اين سخنراني، بقيه جلسه‌ها به صورت پانل برگزار شد. نخستين پانل با عنوان: “تقاضا براي شفافيت: رتبه‌بندي‌ها چه حقايقي را در اين مورد بيان مي‌کنند” شروع به کار کرد.
اعضاي اين پانل عبارت بودند از “فيل باتي” از نظام رتبه‌بندي تايمز، “فايق بلال” از آيسسکو، “ليو” از نظام رتبه‌بندي شانگهاي، و “بن” از نظام رتبه‌بنديQS. هر يک از اعضا به مدت ده دقيقه سخنراني کردند و بعد از آن يک ساعت پرسش و پاسخ بين اعضاي پانل و هيات‌هاي نمايندگي صورت گرفت.
نماينده نظام رتبه‌بندي تايمز اظهار داشت که رتبه‌بندي‌هاي دانشگاهي هميشه بحث‌برانگيز بوده و به اعتقاد وي اين نظام‌ها با انتقادهای زيادي مواجه است که به گفته “فيل” بسياري از اين انتقادها نيز درست است. نماينده نظام رتبه‌بندي تايمز با بررسی رتبه‌بندي دانشگاه‌ها اظهار داشت که رتبه‌بندي مي‌کوشد تا طيف وسيعي از فعاليت‌هاي دانشگاهي را پوشش دهد و او از اين نظام به عنوان نظام رتبه‌بندي تايمز نام برد. داده‌هايي که براي بخش تحقيقات در اين نظام مورد استفاده قرار مي‌گيرد از پايگاه “تامسون رويترز” استخراج مي‌شود. “فيل” گفت: اين نظام تنها 200 دانشگاه تراز اول جهان را رتبه‌بندي مي‌کند.
“دکتر بلال” که به عنوان نماينده آيسسکو در اين نشست حضور داشت در مورد برنامه‌هاي آيسسکو در حوزه آموزش عالي سخن گفت و از تاسيس پايگاه استنادي علوم جهان اسلام به عنوان يکي از نظام‌هاي اندازه‌گيري و سنجش عملکرد پژوهشي اظهار خوشحالي کرد.
پانليست ديگر که نماينده نظام رتبه‌بندي شانگهاي بود اظهار داشت که رتبه‌بندي جهاني توجه همگان را از سراسر جهان به خود جلب کرده است. به گفته او گرچه روش‌شناسي‌هاي مختلف و محدوديت‌هاي  بي‌شماري در نظام‌هاي رتبه‌بندي وجود دارد با اين حال رتبه‌بندي‌هاي بين‌المللي از جهات مختلف مفيد است و تا ساليان دراز پايدار باقي خواهد ماند. از اين‌رو سوال اصلي اين است که مسئولين رتبه‌بندي بايد همواره نظام‌هاي رتبه‌بندي خود را بهبود ببخشد و استفاده‌کنندگان نيز بايد از نظام‌هاي رتبه‌بندي به صورت عقلایي استفاده کنند. بر اين اساس، به گفته “ليو” نظام رتبه‌بندي شانگهاي از سال 2003 ميلادي در صدد ارتقاء نظام خود مي‌باشد. علاوه بر گزارش ساليانه با روش شناسي کاملا کمّي، چشم‌انداز اين نظام عبارت است از ارتقابخشيدن به روش‌شناسي‌هاي رتبه‌بندي به منظور کاهش محدوديت‌ها، تنوع‌بخشيدن به رتبه‌بندي به منظور تامين مطلوب نيازهاي کاربران مختلف، ترسيم فعاليت‌هاي تحقيقاتي دانشگاه‌ها به منظور تطبيق دقيق‌تر موسسات و انجام مطالعات نظري و فني به منظور بهبود نظام رتبه‌بندي شانگهاي.
نماينده نظام رتبه‌بندي QS نيز در اين پانل اظهار داشت که در دهه گذشته توانايي دانشگاه‌هاي جهان براي اندازه‌گيري عملکرد خود و فراهم‌آوردن داده‌هاي واقعي به نظام‌هاي رتبه‌بندي رو به افزايش گذاشته است. به گفته “بِن” جنبه‌هاي اساسي گوناگوني براي هر نظام رتبه‌بندي يا ارزيابي وجود دارد که بايد از نظر شفافيت و مسئوليت مورد توجه قرار گيرد. وي اظهار داشت رتبه‌بندي براي دانشجويان در انتخاب دانشگاه-ها، براي استادان و پژوهشگران در انتخاب شغل و براي شرکت‌ها در استخدام فارغ التحصيلان حائز اهميت است. به گفته وي اعم از اينکه دانشگاه‌ها و کاربران نظام‌هاي رتبه‌بندي با اين نظام‌ها موافق باشند يا خیر، واقعيت اين است که نظام‌هاي رتبه‌بندي وجود دارد و هر سال دانشگاه‌ها و موسسات تحقيقاتي کشورهاي مختلف را رتبه‌بندي مي‌کند.
پانل دوم که بعدازظهر روز نخست آغاز شد با عنوان “رتبه‌بندي‌ها و تاثير آن‌ا در سياست‌ها و عملکرد دانشگاه‌ها” آغاز به کار نمود. در اين قسمت ابتدا گزارشی از اظهار نظر‌هاي دانشجويان از کشور‌هاي مختلف در مورد رتبه‌بندي دانشگاه‌ها پخش شد که بسياري از اين آنها، دانشجوياني بودند که در دانشگاه‌هاي خارجي تحصيل مي‌کردند و انتخاب دانشگاه محل تحصيل خود را به طور عمده ناشي از نتايج رتبه‌بندي‌هاي جهاني مي‌دانستند .در عين حال، دانشجويان بومي نيز بر اهميت و ضرورت رتبه‌بندي دانشگاه‌ها تاکيد داشتند.
پانل سوم با عنوان “چشم‌اندازهاي ملي” بخش ديگري از اين نشست بود که در آن پانليست‌ها از کشور‌هاي نيجريه، پاکستان، فرانسه، ايالات متحده، جمهوري صربستان و ژاپن حضور داشتند و در اين مورد نيز بعد از ارائه ديدگاه‌ها توسط پانليست‌ها، پرسش و پاسخ به مدت يک ساعت در نظر گرفته شده بود که هيئت‌هاي نمايندگي با جديت مسائل مرتبط با رتبه‌بندي‌هاي ملي را با توجه به نقطه نظرات پانليست‌ها ارائه دادند و هر کدام از نظام ملي رتبه‌بندي خود دفاع کردند.
در اينجا نخستين پانليست از کشور نيجريه بود که در باره چشم‌اندازهاي آفريقا در باره رتبه‌بندي آموزش عالي سخنراني کرد. به گفته “پيتر” وقتي که يک دهه قبل نظام‌هاي رتبه‌بندي شروع به فعاليت کرد، نظام آموزش عالي آفريقا کوشيد تا از امتيازات نظام‌هاي رتبه‌بندي براي ارتقابخشيدن به کيفيت آموزش عالي استفاده کند. تا سال 2001 نيجريه نخستين کشور واقع در منطقه پايين صحراي آفريقاست که رتبه‌بندي دانشگاه‌هاي خود را آغاز کرد. کشور تونس در شمال آفريقا نيز جزو نخستين کشورهايي است که علاقه‌ خود را به رتبه‌بندي دانشگاهها نشان داد. در سال 2010 اتحاديه آفريقا انجام رتبه‌بندي دانشگاهها را تاييد کرد.
دکتر “سهيل” از کشور پاکستان که مدير اجرايي کميسيون آموزش عالي اين کشور است، در باره رتبه‌بندي موسسات آموزش عالي و نقشي که رتبه‌بندي در افزايش مسئوليت‌ها ايفا مي‌کند سخنراني کرد. به گفته دکتر سهيل تقريبا هر شخصي به نتيجه رتبه‌بندي و فرايندي که براي کسب نتايج رتبه‌بندي صورت مي‌پذيرد علاقه‌مند مي‌باشد. در پاکستان مقامات دولتي و مسئولان آموزش عالي به جنبه‌هاي گوناگون نظام‌هاي رتبه‌بندي علاقه‌مند است و اين نظام‌ها را ابزارهاي مناسبي براي مطالعه تطبيقي دانشگاه‌ها مي‌دانند. تشخيص قوت و ضعف موسسات يکي از هدف‌هاي مهم عمليات رتبه‌بندي است. از نظر دکتر سهيل در حالي‌که رتبه‌بندي معمولا توسط رسانه‌هاي مستقل و سازمان‌هاي خصوصي صورت مي‌پذيرد اما کميسيون آموزش عالي پاکستان از آنجا که هيچ سازمان ديگري علاقه‌مندي خود را به رتبه‌بندي دانشگاهها نشان نداد، نخستين رتبه‌بندي مراکز آموزش عالي را آغاز کرد. شاخص‌هاي نظام رتبه‌بندي پاکستان برگرفته از نظام‌هاي رتبه‌بندي موجود جهاني مانند گاردين، تايمز، شانگهاي و ساير نظام‌هاست. دکتر “سهيل” بيان داشت که نظام رتبه‌بندي دانشگاهها در پاکستان در تعيين دانشگاههاي برتر موفق بوده است.
نماينده فرانسه نيز با تاييد نظام‌هاي رتبه‌بندي بين‌المللي بر اين نکته تاکيد داشت که تعيين دانشگاه‌هاي تراز اول هميشه به معني تاييد هر يک از رشته‌هاي موضوعي در اين دانشگاه‌ها نمي باشد. “ژان ريچارد” گفت: دانشگاههاي بسياري را در جهان سراغ داريم که از شهرت و امتياز بين-المللي برخوردارند اما وقتي به تک‌تک رشته‌هاي موضوعي دقيق مي‌شويم در مي‌يابيم که بعضي از اين دپارتمان‌ها از نظر آموزش و تحقيقات ضعيف‌اند که متأسفانه به استثناي يکي دو سال اخير، نظام‌هاي رتبه‌بندي نقاط ضعف يا قوت رشته‌ها يا دپارتمان‌ها را مشخص نکرده است. وي انجام رتبه‌بندي رشته‌هاي موضوعي را مکمل رتبه‌بندي‌هاي دانشگاهي دانست. نماينده فرانسه نگراني دولت خود را از حضور تعداد کمي از دانشگاه‌هاي فرانسه در بين 50 دانشگاه تراز اول جهان ابراز داشت و اين مورد را به شاخص‌هاي مرتبط با تحقيقات و موجود در نظام‌هاي بين المللي رتبه‌بندي مربوط دانست.
“مک کورميک” نماينده ايالات متحده در اين پانل بيان داشت که در اين کشور هيچ نظام رتبه‌بندي رسمي دولتي وجود ندارد. در ايالات متحده رتبه‌بندي‌ها توسط تعدادي از ناشران صورت مي‌گيرد. “مک کورميک” فقدان اطلاعات موجود و قابل دسترس به منظور راهنمايي تصميم‌گيرندگان پيرامون دانشجويان، والدين، دولتمردان و سرمايه‌گذاران را امري مهم براي انجام رتبه‌بندي‌هاي بين‌المللي دانشگاه‌ها دانست. وي گفت دانشگاه‌ها مسئوليت‌هاي مشترکي دارند. با اين وجود، رتبه‌بندي‌ها از کاستي‌هاي روش‌شناختي و معرفت‌شناختي به خوبي مستند شده رنج مي‌برند.
“زارکو” نماينده صربستان نيز بيان داشت که آموزش عالي موضوعي است پيچيده، هزينه‌بر و با اهميت است. در نتيجه آموزش عالي توجه سياستمداران، استخدام‌کنندگان و دانشجويان را به خود جلب مي‌کند. از نظر بين‌المللي تقاضا براي آموزش عالي در حال افزايش است. در بعضي از کشورها، سهم دانشجويان بين‌المللي در رونق اقتصادي کشورها بيشتر از ساير بخش‌هاست و اين دليل محکمی است بر اين اصل که کيفيت و عملکرد دانشگاه بايد در يک سطح استاندارد قرار گيرد. از نظر “زارکو” مسائل رتبه‌بندي دانشگاه‌ها به‌ويژه از اين نظر که مأموريت و اهداف آموزش عالي به مقدار زياد از دانشگاهي به دانشگاه ديگر متفاوت می باشد بسيار است. رتبه‌بندي مي‌تواند روح رقابت ميان مؤسسات آموزش عالي را به خطر اندازد. از طرف ديگر، رتبه‌بندي براي جامعه دانشگاهي و جمعيت دانشجويي انگيزش ايجاد مي‌کند. از يک طرف هميشه اين احتمال وجود دارد که داده‌ها براي نيل به امتيازات بهتر به خاطر مقاصد تجاري دستکاري شود. از طرف ديگر شاخص‌هاي رتبه‌بندي الزاماً بر اساس مأموريت يا اهداف يک دانشگاه خاص تهيه نشده است. در اينجا، يک نکته نيز حائز اهميت است و آن به دوره‌اي مربوط مي‌شود که بسياري از کشورها مانند صربستان دوران گذار خود را سپري مي‌کنند. “زارکو” بيان داشت که وزارت آموزش عالي صربستان مي‌کوشد در آموزش عالي اين کشور اصلاحاتي را بر اساس اصول نظام رتبه‌بندي شانگهاي به وجود آورد. هدف اين اصلاحات مهياکردن دانشگاه‌هاي صربستان برای رقابت با بسياري از دانشگاه‌هاي اروپايي در يک سطح وسيع بين‌المللي است.
اظهارات نماينده ژاپن بسيار جالب توجه بود. “کيمورا” اظهار داشت در حاليکه دانشگاه‌هاي ژاپن در نظام‌هاي رتبه‌بندي بين‌المللي شرکت مي‌کنند و تعداد زيادي از دانشگاه‌هاي اين کشور جزو دانشگاه‌هاي تراز اول جهان محسوب مي‌شود، اما در وزارت آموزش عالي ژاپن به نظام‌هاي بين المللي رتبه‌بندي، توجه ويژه‌اي نمي شود. وي گفت ما در ژاپن به مأموريت و اهداف دانشگاه‌ها معتقديم و همين اعتقاد به مأموريت و اهداف دانشگاه‌ها است که موجبات حضور دانشگاه‌هاي ژاپني را در نظام‌هاي بين المللي رتبه‌بندي فراهم آورده است.
آخرين پانل روز نخست به موضوع چشم اندازهاي سازماني اختصاص داشت و پانليست‌هاي اين بخش از مالزي، هنگ کنگ، انجمن دانشگاه‌هاي عرب، ترينيدادوتوباگو و اتحاديه دانشجويان اروپايي و ايران انتخاب شده بودند.
“دکتر شريفه” نماينده مالزي بيان داشت عليرغم انتقاداتي که براي نظام‌هاي رتبه‌بندي وجود دارد هنوز هم نظام‌هاي رتبه‌بندي دانشگاه‌ها در مقايسه نقاط قوت و ضعف نظام آموزش عالي از اهميت بين المللي برخوردار است. به اعتقاد او نظام‌هاي بين‌المللي رتبه‌بندي نه تنها داده‌هاي مفيدي را فراهم مي‌آورد بلکه اين نظام‌ها زماني بيشتر مفيد خواهد بود که روش‌شناسي رتبه‌بندي اجزا و ابعاد دانشگاه‌ها را به طور عميق‌تر ارزيابي کند تا از اين طريق دانشگاه‌ها بتوانند تفاوت‌ها را مشاهده نماید و خود را براي تغييرات آتي به منظور رسيدن به توسعه پايدار مهيا کند. “دکتر شريفه” گفت: ارزش دانشگاه‌ها بيشتر از معيارهايي است که در رتبه‌بندي‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اگرچه نوآوري‌ها در دانشگاه‌ها در نظام‌هاي رتبه‌بندي مورد غفلت قرار گرفته است با اين همه اين غفلت نبايد ما را از همکاري با نظام‌هاي رتبه‌بندي بازدارد. به گفته او ضروري است که رهبران و متخصصان آموزش عالي کشورها شاخص‌ها را بازبيني کنند و معيارها و روش‌هاي بهتري را براي ارزيابي مراکز آموزش عالي توصيه کنند. نماينده مالزي نبود شاخص‌هاي آموزشي را در نظام‌هاي رتبه‌بندي از نقاط ضعف اين نظام‌ها دانست.
“داونينگ” نماينده هنگ‌کنگ نيز گفت ماهيت جهاني آموزش عالي،منجر به مباحثات قابل توجهي درباره ماهيت واعتبار رتبه‌بندي‌ها در موسسات آموزش عالي شده است. به اعتقاد او اگر چه نظام‌هاي رتبه‌بندي هميشه عيني و مطلوب نمي باشد، اما موسسات آموزش عالي با توجه به ارزيابي‌هايي که نظام‌هاي رتبه‌بندي به عمل مي‌آورد تغييرات مهمي را تجربه مي‌کند که نتيجه اين تغييرات به نفع دانشجويان و اعضاي هيئت علمي است.
نماينده هنگ‌کنگ از نظام رتبه‌بندي QS به عنوان يک نظام برتر ياد کرد و گفت: نظام QS تغييرات سازماني مثبتي را نشان مي‌دهد که مي‌توان از طريق بحث و تحليل‌هاي سازماني به اين تغييرات مثبت دست يافت.
“دکترهاشم” رييس انجمن دانشگاه‌هاي عرب نيز به بحث برانگيز بودن نظام‌هاي رتبه‌بندي اشاره کرد و گفت که تا کنون نظامي که تمام معيارها را برآورده سازد وجود ندارد. وي گفت اگرچه روش‌هاي نظام‌هاي رتبه‌بندي از کميت برخوردار است،اما کيفيت يک دانشگاه را تنها با شاخص‌هاي کمي نمي توان سنجيد.سوال ايشان اين بود که آيا مي‌توانيم شاخص‌هاي بين المللي را که ممکن است براي تمام دانشگاه‌ها و مراکز دانشگاهي در دنيا به کار مي‌رود بپذيريم؟ يا اينکه ما لازم است دانشگاه‌هاي خود را مطابق با شرايط و واقعيت‌هاي بومي و منطقه اي مطالعه کنيم؟ به اين دليل وي گفت که فهرست‌هاي رتبه‌بندي را نبايد قطعي تلقي کرد.
“دکتر‌هاشم” اظهار داشت قبل از پرداختن به هر نوع رتبه‌بندي بايد روش شناسي رتبه‌بندي‌ها به دقت مطالعه شود. وي اظهار داشت که ما در جهان عرب به رده بندي دانشگاه‌ها بيشتر از رتبه‌بندي معتقديم و برنامه‌هاي رده بندي در دستور کار اين انجمن قرار گرفته که به زودي نتايج آن را اعلام خواهيم کرد.
نماينده ترينيدادوتوباگو بيان داشت که ما نظام‌هاي بين المللي رتبه‌بندي را مورد مطالعه قرار داديم و خود با استفاده از اين معيارها نظامي را پياده سازي کرديم که دانشگاه‌هاي مارا ارزيابي مي‌کند.
“آلن” نماينده اتحاديه دانشجويان اروپايي نيز گفت که ما درارتباط با تامين اطلاعات قابل مقايسه درباره برنامه‌ها و موسسات آموزش عالي با کمبودهاي زيادي مواجه هستيم.مي دانيم که براي اينگونه اطلاعات تقاضاهاي فراواني وجود دارد.براي دانشجويان فعلي و احتمالي ابزاري که بتواند اين اطلاعات را در اختيار آنها قرار دهد وجود ندارد.در نتيجه دانشجويان به اطلاعاتي که به وسيله کشورها تهيه و مستقيما بوسيله موسسات ارائه مي‌شود يا در فهرست جداول سازمانهاي بين المللي يافت مي‌شود، که معمولا شکل رتبه‌بندي را به خود مي‌گيرد،متکي مي‌باشند.
نماينده ايران از نظام رتبه‌بندي سازمان کنفرانس اسلامي که با تلاش و کوشش جمهوري اسلامي ايران شکل گرفته سخن گفت و معيارهاي اين نظام را معرفي نمود. دکتر مهراد با اشاره به اين نظام، انجام رتبه‌بندي دانشگاه‌هاي جمهوري اسلامي ايران را در سال 2010 ميلادي يادآور شد و گفت: نخستين بار دانشگاه‌هاي ايران بر اساس معيارهاي رتبه‌بندي OIC ارزيابي و دسته بندي شدند و نتيجه آن به اطلاع مقامات مسئول در نظام آموزش عالي کشور و تک تک دانشگاه‌ها رسيد.وي سايت رتبه‌بندي دانشگاه‌هاي ايران را به نشاني www.ur.isc.gov.ir معرفي کرد و افزود که علاوه بر رتبه‌بندي، دانشگاه‌ها و موسسات تحقيقاتي و فنا وري کشور توسط دانشگاه‌ها، وزارت آموزش عالي ايران و شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيزارزيابي دروني و بيروني مي‌شود. نماينده ايران بر خلاء فرهنگي و آموزشي موجود در نظام‌هاي رتبه‌بندي بين‌المللي اشاره کرد و اين دو موضوع را از سياست‌هاي اصلي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري جمهوري اسلامي ايران بر شمرد.
در روز دوم پانل اول با عنوان “آنسوي رتبه‌بندي” با حضور پانليست‌ها از سازمان توسعه همکاري‌هاي اقتصادي،هلند،ايالات متحده،آلمان و شيلي برگزار شد.
“ريچارد يلاند” رييس بخش زير ساخت‌ها و مديريت آموزشي سازمان توسعه همکاري‌هاي اقتصادي به روند‌هاي جاري در آموزش عالي و به توجه فزاينده به کيفيت،ارزيابي و رتبه‌بندي پرداخت. در اينجا، وي خواستگاه و اهداف مطالعه امکان پذيري اين سازمان درباره ارزيابي برون دادهاي يادگيري آموزش عالي را تشريح کرد.به گفته “ريچارد” اين مطالعه تا حدودي پاسخي است به رتبه‌بندي‌هاي بين المللي که عمدتا بر تحقيقات،شهرت و اعتبار دانشگاه‌ها تاکيد دارند.چالش‌هاي پيش روي اين مطالعه و نيز بعضي از يافته‌هاي اوليه توسط “ريچارد” ارائه شد.
دومين پانليست اين نشست “فرانس ون ووت” از کشور هلند بود. “فرانس”  گفت که رتبه‌بندي‌هاي موجود با انتقاد‌هاي شديد روش شناختي مواجه است اما مسئله اساسي تر رتبه‌بندي‌ها که تا کنون تنها به صورت خيلي محدود بيان شده است،مسئله معرفت شناختي انتخاب شاخص‌ها است.به اعتقاد “فرانس” انتخاب علمي شاخص‌ها وجود خارجي ندارد و از اين رو تمام نظام‌هاي رتبه‌بندي بايد کاربرگرا باشد.از نظر وي اين مورد مسئله‌اي است که بايد آن را به گروه اي گوناگوني از استفاده کننده گان و ذينفع‌ها واگذار کرد تا تصميم بگيرند که کدام شاخص‌ها براي ساخت رتبه‌بندي‌هاي به خصوصي کاربرد خواهد داشت.”فرانس” با تاکيد بر اين نکته به دو ابزار شفاف جديد نيز در آموزش عالي اشاره کرد:نخستين ابزار عبارت است ازU-Map که ابزار رده بندي آموزش عالي اروپايي است و دومي U-Multirank ابزار رتبه‌بندي چند بعدي جهاني است.به اعتقاد “فرانس” اين دو ابزار دلالت بر يک روش جديد و کامل از طراحي ونمايش پروفايل‌هايي از موسسات آموزش عالي دارند.
نماينده ايالات متحده “جوديت ايتون” نيز که سال‌ها رييس شوراي اعتبار بخشي آموزش عالي ايالات متحده بود،عمدتا درباره “اعتبار بخشي آموزش عالي” صحبت کرد و ارزيابي رشته‌هاي موضوعي در دانشگاه‌ها و کالج‌هاي آمريکا را منوط به اعتبار بخشي رشته‌ها دانست.
سپس “گروفِدِرکيل” مدير پروژه در شوراي آموزش عالي آلمان به عنوان سخنران بعدي ديدگاه‌هاي خود را به عنوان نماينده کشور آلمان پيرامون رتبه‌بندي ارائه نمود.از نظر “فِدِرکيل” امروزه رتبه‌بندي‌ها در ايجاد شفافيت پيرامون موسسات آموزش عالي به مهمترين ابزار مبدل شده اند،هم در سطح ملي و هم در سطح بين المللي.به اعتقاد وي ، برابر ارزيابي‌هاي ملي و نظام‌هاي اعتبار بخشي، رتبه‌بندي‌ها مقايسه‌هاي آشکار و شفاف تري را پيرامون موسسات آموزش عالي و تحقيقاتي ارائه مي‌دهند.با اين حال، هنوز پاره‌اي از ابهامات بين بحث درباره روش‌هاي رتبه‌بندي و معروفيت آنها ميان آموزش عالي و جامعه به طور عموم وجود دارد.بسياري از رتبه‌بندي‌ها از جمله نظام‌هاي رتبه‌بندي بين المللي موجود از يک شاخص واحد مرکب براي اندازه گيري عملکرد يا کيفيت نهايي دانشگاه‌ها استفاده مي‌کنند.تحليل‌هاي تجربي نشان داده است که نظام وزن دهي شاخص‌ها از اعتبار کافي برخوردار نيست. گزينه‌اي که توسط شوراي آموزش عالي معرفي شده و در پروژه U-Multirank به کار رفته رتبه‌بندي چند بعدي است. رتبه‌بندي چند بعدي تصويري از پروفايل‌هاي عملکرد موسسات را به وجود مي‌آورد.رتبه‌بندي چند بعدي منعکس کننده اين حقيقت است که کاربران مختلف ايده‌هاي مختلفي درباره کيفيت آموزش عالي داشته و در ارتباط با شاخص‌هاي اندازه گيري،اولويت‌هاي گوناگوني را مد نظر قرار مي‌دهند.
پانليست بعدي “پدرو هِرنان” از کشور شيلي بود که راجع به راه‌هاي ديگر ارزيابي کيفيت در آموزش عالي سخنراني کرد.از نظر “پدرو” نخستين گام در ارزيابي‌ها و رتبه‌بندي‌ها ايجاد نظام‌هاي مطمئن اطلاعاتي است.گام دوم کشف واعتبار بخشي به ابزار‌هاي روش شناختي است تا از آن طريق بتوان داده‌هاي صحيحي را مطابق با بافت موجود در آمريکاي لاتين و منطقه کارائيب توليد کرد.
در بخش ديگر که با عنوان “پيش به سوي آينده” شروع به کار کرد “جميل سلمي” به عنوان سخنران اصلي سخنراني خود را آغاز نمود.پانليست‌هاي اين بخش عبارت بودند از “اُليو موگندا” از دانشگاه کنياتا،”نانِت ريميستر” از گروه بين المللي فارغ التحصيلان، “ايان سادلاک” از کشور روماني،”چارلز فادل” از سيسکو و “ژرژ حدّاد” از يونسکو.
عنوان سخنراني جميل سلمي عبارت بود: “اگر رتبه‌بندي بيماري است آيا تطبيق و مقايسه درمان تلقي مي‌شود؟” وي بيان داشت که رتبه‌بندي‌هاي دانشگاهي انعکاسي از اين شناخت است که رشد اقتصادي و رقابت‌هاي جهاني به طور فزاينده از دانش ناشي شده و دانشگاه‌ها است که نقش اصلي را در اين زمينه ايفا مي‌کنند.درواقع، مراکز آموزش عالي نقش قاطعي در رشد اقتصادي دانش بنيان و در ساخت جوامع دموکراسي ايفا مي‌کنند.وي معتقد است که از طريق تربيت نيروي انساني ماهر، مولد و انعطاف پذير و توليد،کاربرد و اشاعه ايده‌ها و فناوري‌ها،آموزش عالي کمک مي‌کند تا کشورها جنبه جهاني و بين المللي پيدا کنند.با اين حال، کوشش براي اندازه گيري و تحليل فعاليت‌هايي که در مراکز آموزش عالي انجام مي‌گيرد،تاکيدي است بر عملکرد موسسات آموزش عالي،به عنوان مثال از نظر رقابت براي پذيرش دانشجو،برون داد تحقيقاتي و استخدام فارغ التحصيلان. رتبه‌بندي‌هاي بين المللي بر توانايي‌هاي نسبي کشورها توجه دارد و ورود دانشگاه‌هاي برتر اين کشورهاي به نظام‌هاي رتبه‌بندي بازتابي از عملکرد نظام آموزش عالي اين کشور‌ها محسوب مي‌شود.از نظر “جميل سلمي” درحاليکه رتبه‌بندي‌ها ممکن است اطلاعاتي در مورد موسسات خاص در مقايسه با ساير موسسات فراهم آورد،اما اين سيستم‌ها به اندازه کافي با گوناگوني و تنوع نظام‌هاي آموزش عالي کشور‌ها سروکار ندارد.وي در سخنراني خود محدوديت‌هاي رتبه‌بندي را مورد توجه قرار داد و تفاوت بين رتبه‌بندي و روش‌هاي تطبيقي را تبيين نمود.
نخستين پانليست اين بخش “اليو موگندا” اشاره کرد که در حال حاضر تعداد زيادي از رتبه‌بندي‌هاي ملي و بين المللي در قلمرو موسسات آموزش عالي وجود دارد، اخيرا رتبه‌بندي دانشگاهها در جهان، مباحثات و گفتگوهاي بحث برانگيزي را باعث شده است. بويژه، اعتبار بعضي از روش شناسي‌هاي مورد استفاده در اين رتبه‌بندي‌ها باعث نگراني متخصصان آموزش عالي در سطح بين المللي شده است. به اعتقاد” اليو” اگر چه رتبه‌بندي‌ها براي دانشجويان، مراکر تحقيقاتي، صنعتي و آموزشي حائز اهميت است با اين وجود نظام‌هاي رتبه‌بندي از سو گيري برخوردارند. رتبه‌بندي‌هاي دانشگاهي از نظر صنعت آموزش عالي بيشتر جنبه تجاري پيدا کرده و در معرفي موسسات آموزش عالي برتر پيشگام هستند. اين نوع طرز تفکر مي‌تواند مشروعيت يک موسسه تحقيقاتي يا مرکز آموزش عالي را شکل بخشد يا معين کند. به هر حال، چالش‌هاي فراواني توسط رتبه‌بندي‌هاي دانشگاهي پيش روي رهبران آموزش عالي جهان قرار گرفته است.نخست، خطر نظام‌هاي رتبه‌بندي به ويژه در کشورهاي در حال توسعه آن است که ممکن است به جاي پرداختن به اينکه دانشگاهها از لحاظ محلي و ملي چه کاري را بايد به انجام برسانند منجر به باز طراحي راهبردهايي جهت ارتقاءرتبه‌بندي‌هاي جهاني شود.دوم ، رتبه‌بندي‌هاي دانشگاهي با توجه به زمينه‌هاي تاريخي، حوزه‌هاي مورد توجه، و ماموريت‌ها،معيوب و ناقص است. هر يک از دانشگاهها خصيصه‌هاي منحصر به فردي دارند که لازم است از نظر کيفيت آموزش عالي تقويت شود. سوم و نقد ديگر نظام‌هاي رتبه‌بندي آن است که اين نظام‌ها اين طور طراحي شده اند که بگويند کدام دانشگاه برتر از دانشگاه ديگر است تا اينکه بگويند يک دانشگاه تا چه حد خوب بوده و تا چه اندازه در آن پيشرفت و يا عقب ماندگي مشاهده مي‌شود.
در بخش ديگر اين پانل، “ريمسيتر” ذيل عنوان ” اگر تطبيق و مقايسه دانشگاهها شفا تلقي شود،بارومتر دانشجويان بين المللي را مي‌توان دارو تلقي کرد” سخنان خود را آغاز نمود. با نگاه اجمالي به نظام‌هاي رتبه‌بندي مي‌توان تصويري از مجموعه اي تطبيقي از عامل‌هاي استاندارد را به دست آورد و دانشگاه‌ها را به يک ترتيب شبيه به هم با يکديگر مقايسه کرد و با نگاهي اجمالي به جداول رتبه‌بندي مي‌توانيم نوعي شناخت مانند شهرت و معروفيت، توان مالي و پرستيژ مربوط به بعضي موسسات را به دست آوريم.اما اين جداول به ندرت اطلاعاتي پيرامون انگيزه‌ها، اهداف و چالش‌هاي پيش روي آموزش عالي فراهم مي‌آورد. نظام‌هاي رتبه‌بندي توسعه سالانه دانشگاهها را نشان نمي دهد که در واقع مي‌تواند در برجسته کردن نقاط قوت يک موسسه با اهميت باشد. به علاوه چنين نظام‌هاي رتبه‌بندي اجازه نمي دهند تا يک موسسه به پشت صحنه نتايج رتبه‌بندي که محرمانه تلقي مي‌شود نگاه کنند.
از نظر خانم “نانِت” در حاليکه در مورد ارزش و اهميت نظام‌هاي رتبه‌بندي سنتي توافق عمومي وجود دارد،اما هنوز مواردي مانند تحليل عملکرد يک موسسه وباورهاي دانشجويان بين المللي که اين شکاف را در تحليل‌ها مي‌توان با گوش دادن به ديدگاه‌هاي دانشجويان يعني آن‌هايي که بطور مستقيم تلاش‌هاي موسسات آموزش عالي را تجربه مي‌کنند،وجود دارد که لازم است نظام‌هاي رتبه‌بندي بين المللي بدان‌ها توجه کنند.از طريق بررسي ديدگاه‌هاي دانشجويان به طور عميق مي‌توانيم دريابيم که تا چه اندازه يک موسسه به اهداف خود نايل شده است،تا اينکه به آساني توجه خود را به نظام‌هاي رتبه‌بندي براي بدست آوردن اين اهداف معطوف کنيم.با بيش از يک ميليون پاسخي که در بررسي انجام شده دريافت کرديم،معتقديم که توجه عميق به تعداد و ربط آماري بارومتر دانشجويان بين المللي،بصيرت واقعي به موسسات آموزش عالي و اثر بخشي تسهيلات آنان،روش‌ها و اعضاي هيات علمي اين موسسات،بصيرت واقعي مي‌دهد.به علاوه، اين بررسي به آساني مشخص مي‌سازد که کدام موسسات در جهت خود توسعه اي رقابتي يا با اهداف بازيابي فعاليت مي‌کند.
“ايان سادلاک” که در سال 2009 به عنوان رييسIREG Observatory on Academic Ranking and Excellence انتخاب شد،سخنران بعدي اين پانل بود.عنوان سخنراني “سادلاک” عبارت بود از: “چرا رتبه‌بندي نه بيماري است و نه شفا؟” از نظر “سادلاک” رتبه‌بندي داراي دو بعد است: بعد اول مربوط است به کيفيت آموزش به ويژه کيفيت در آموزش عالي.بعد دوم مربوط است به رتبه‌بندي دانشگاه‌ها که يکي از داغ ترين مسائل سال‌هاي جاري بوده و در عنوان انتخابي يونسکو که مربوط به استفاده‌ها و سوء استفاده در رتبه‌بندي مي‌شود،بازتاب دارد.بايد خاطر نشان ساخت که بحث پيرامون مسئله کيفيت بحث جديدي نيست.با اين حال کيفيت در سه حوزه ملي،سازماني و بين المللي از اهميت ويژه اي برخوردار است.اين توسعه‌ها مانند ثبت نام بيش از حد دانشجويي،گوناگوني برنامه‌هاي درسي و موسسات،توام با رشد رقابت جويي‌هاي بين المللي و جهاني سازي منجر به پارادايم تغيير در آموزش عالي شده است.تلاش براي انعکاس يا اندازه گيري و افزايش کيفيت آموزش عالي از اهداف سياست گذاري بنيادي و نيازهاي سازماني و نيز از انتظارات ذينفع‌ها محسوب مي‌شود.حضور رتبه‌بندي‌هاي دانشگاهي به ويژه رتبه‌بندي‌هاي بين المللي پاسخي است مستقيم به پويايي‌هاي جديد.وي از رتبه‌بندي دانشگاه‌ها به عنوان ارزش افزوده براي کيفيت بخشيدن به آموزش عالي ياد کرد.در ضمن سادلاک توسعه‌هاي جديد در قلمرو رتبه‌بندي‌هاي دانشگاهي و نقشي را که توسط IREG پذيرفته شده است تبيين نمود.
از مجموع بحث‌هاي به عمل آمده اين گونه روشن مي‌شود که نگاه با عينک رتبه‌بندي به آموزش عالي کشورها دسترسي به موارد زير را امکان پذير نمي سازد:
1. عملکرد همه جانبه نظام‌هاي آموزش عالي
2. دستيابي به برابري
3. کيفيت و اثربخشي
4. مشارکت در توسعه اقتصادي و اجتماعي محلي
همچنين، اين باور وجود دارد که رتبه‌بندي‌هاي دانشگاهي در سطح بين المللي از تطبيق و مقايسه نظام‌هاي آموزش عالي عاجزند. منظور از تطبيق عبارت است از مقايسه عملکرد يک نظام آموزش عالي با ساير نظام‌هاي آموزش عالي. تطبيق يا مقايسه فرايندهاي سازماني را به ابزارهاي استراتژيک مبدل مي‌سازد و کمک مي‌کند تا مؤسسات آموزش عالي به طور منظم عملکرد خود را با مؤسسات همتراز مقايسه کنند.
استنباط ديگري که از مجموع مباحثات مي‌توان به عمل آورد اين است که گرچه رتبه‌بندي مي‌تواند مفيد باشد، آشکار است که روش شناسي‌هاي موجود رتبه‌بندي‌هاي بين المللي دانشگاهي به طور منطقي از برخي از کاستي‌ها رنج مي‌برد که منجر به تصور فزاينده منفي بين تعدادي از اعضا جامعه آموزش عالي بين المللي شده است.
نکته با اهميت ديگر عبارت از اين نتيجه است که رتبه‌بندي هنوز مفيد است اما بايد در مورد دانشگاه‌هايي انجام پذيرد که همتراز بوده و قابل مقايسه اند و اين دانشگاهها بايد در مقوله‌هاي از پيش تعريف شده رده بندي شوند:
1. بودجه و منابع مالي دانشگاه
2. اندازه دانشگاه
3. قدمت دانشگاه (عمر)
4. نوع دانشگاه
5. مأموريت دانشگاه

نتيجه گيري بعدي که از مجموع سخنراني‌ها دريافت شد عبارت از پيام زير است:
رتبه‌بندي دانشگاه‌ها بايد استمرار داشته اما در سطوح زير انجام پذيرد:
1. سطح ملي: طوري که شاخص‌هاي منحصر به فرد ملي مورد توجه قرار گيرد.
2. سطح بين المللي : اما در درون رده بندي‌ها
3. سطح بين المللي: همه جانبه اما با استفاده از شاخص‌هاي وزن داري که نسبت   به آن‌ها موافقت عمومي وجود دارد.
بحث “مقايسه” نتيجه ديگر اين نشست بود که تأييد گرديد بايد استمرار داشته و داراي امتيازات زير است:
1. افزايش بر رشد و رقابت سالم
2. اجازه دادن به دانشگاه‌ها که برنامه‌هاي توسعه سازماني خود را مبتني بر اصول زير پياده سازي کنند:
1-2 فراگيري
2-2 مشارکت
3-2 رهبري
آخرين نتيجه اي که مي‌توان درباره آن از مباحثات به عمل آورده تأکيد کرد ، موضوع “اعتباربخشي” است، تأکيد گرديد که :
1 .اعتباربخشي ابزاري است کليدي به ويژه براي رشته‌هاي موضوعي خاص
2. اعتباربخشي داراي مؤلفه رقابتي،است زيرا رشته‌هاي موضوعي بايد با شرايط و نياز‌هايي که براي اعتبار بخشي اعلام گرديده خود را سازگار کنند.
آمارهاي جالب توجهي نيز در اين مجمع ارائه شد:
1. تقريبا يک سوم جمعيت جهان( 29.3%) زير 15 سال است.
2. در حال حاضر 158 ميليون جمعيت دانشجويي در موسسات آموزش عالي ثبت نام کرده‌اند.
3. پيش بيني مي‌شود که اين رقم تا سال 2025 به 263 ميليون برسد.
4. جادادن بيش از 105 ميليون دانشجوي اضافي، به بيش از 4 دانشگاه براي افتتاح به طور هفتگي در 15 سال آينده نياز دارد.
5. جمعيت دانشجويي از مرزهاي جغرافيايي عبور کرده و در سطح بين المللي حرکت مي‌کند. به عنوان مثال، در سال 2001 ميلادي 28 درصد دانشجويان بين المللي در دانشگاه‌هاي ايالت متحده ثبت نام نموده که اين رقم در سال 2009 به 20 درصد کاهش يافته است.
6. جمعيت دانشجويان بين المللي در چين در سال 2001 معني دار نبوده درحاليکه در سال 2009 ميلادي،7درصد جمعيت دانشجويي بين المللي در دانشگاه‌هاي چين ثبت نام کردند.
در خاتمه اين نکته را يادآوري مي‌کنيم که بايد رتبه‌بندي‌ها را جدي گرفت اما فکورانه به کار برد.

image_printچاپ
Web Analytics