مسالک‌الممالک اصطخری(۱۳۹۴)

۱ – مقدمه

کتاب المسالک و الممالک، یکی از مهمترین کتابهای جغرافیایی سده ۴ق/ ۱۰ م است . مؤلف این کتاب ابواسحاق ابراهیم بن محمد فارسی اصطخری، معروف به کرْخی، از جغرافیانویسان سده ۴ق/ ۱۰ م است. سال تولد او معلوم نیست، ولی سال درگذشتش با اختلاف حدود ۳۴۶ ق/ ۹۵۷ م نوشته شده است.
اصطخری یکی از پایه گذاران دانش جغرافیا در جهان اسلام است. او در کتاب خود به توصیف جهان اسلام پرداخته است. اهمیت این اثر در این است که او در طول حیات خود بسیار سفر کرده، ماوراء النهر (فرارود، آسیای مرکزی )، شام و مصر را دیده است. از اینرو اصطخری توضیحاتی را که در کتاب خود راجع به مناطق و سرزمینهایی که دیده می دهد بسیار با ارزش و با اهمیت است. او قلمرو جغرافیایی گسترده ای را مورد تحقیق و بررسی قرار داده، و در پی تقسیم جهان اسلام به ۲۰ اقلیم ( ۲۰ منطقه جغرافیایی وسیع)، از ربع معمور و مساحت آن و دریاها سخن گفته، سپس به وصف جزیره العرب، اقیانوس هند، دیار مغرب (با اندلس و سیسیل )، مصر، شام، دریای روم (مدیترانه )، جزیره (شمال بین النهرین)، عراق (جنوب بین النهرین)، دیار خوزستان، دیار فارس، دیار کرمان، سرزمین هند (نواحی مسلمان نشین آن )، نواحی غربی و مرکزی ایران، دیلمان، سرزمینهای پیرامون خزر (کاسپی )، بیابانهای داخلی ایران، سیستان، خراسان و ماوراء النهر (فرارود آسیای مرکزی) پرداخته است. اصطخری تنها به ذکر این مناطق بسنده نکرده و همچنین از حبشه (اتیوپی)، زنگبار (سواحل شرقی افریقا) و برخی دیگر از مناطق قاره افریقا سخن به میان آورده است. ذکر این اطلاعات که در آثار جغرافیایی پیش از او وجود ندارد، این اثر را در نوع خود منحصر به فرد کرده است.
اصطخری افزون بر آن مطالب، آگاهیهایی از مرزها، شهرها، مسافتها و راههای ارتباطی، همچنین درباره اقوام هر ناحیه و دین مذهب آنان به دست می دهد. مثلاً اطلاعات او راجع به صقلابیان (اسلاوها) هر چند اندک و پراکنده، اما بسیار ارزنده است. او از محصولات کشاورزی هر ناحیه، تجارت، صناعت و پیشه مردم آن مطالب سودمندی ارائه کرده است که امروزه از نظر جغرافیای تاریخی، انسانی، سیاسی، م ردم شناسی و اقتصاد از مآخذ بسیار با ارزش به شمار می آید..
یکی دیگر از مباحثی که این اثر را منحصر به فرد کرده است اطلاعاتی است که او از آثار و بناهای تاریخی مناطق ،دژها، آتشکده ها و شهرهای حصین و محصور آن می دهد که امروزه با مطالعه این کتاب می توان به وضعیت این آثار و بناها در سده ۴ق/ ۱۰ م پی برد.اصطخری در این کتاب نقشه هایی بر اساس شیوه ابوزید بلخی در صورالاقالیم طرح کرده است و چون از ابوزید بلخی که نماینده مکتب و سنتی نو در جغرافیای ایرانی و اسلامی بود، تاکنون اثری بدست ما نرسیده، بنابراین می توان اصطخری را حافظ ، تکمیل کننده و انتقال دهنده این مکتب و سنت نو برای جغرافیانگاران پس از خود دانست و با مطالعه کار اصطخری می توان به شیوه کار ابوزید بلخی و مکتب بلخی پی برد.
نسخه ثبت شده دهها سال در کتابخانۀ شیخ صفی (در اردبیل) نگهداری می شد، مدتی در کتابخانه معارف و سپس به موزه ایران باستان (امروزه موزه ملی ایران) انتقال داده ش د. سپس این نسخ ه اصیل و کهن توسط برجسته ترین نسخه شناس ایرانی استاد ایرج افشار با مقابله ۷ نسخه معتبر دیگر از این ترجمه در ۱۳۴۰ ش/ ۱۹۶۲ م تصحیح و به چاپ رسید. از این ترجمه تاکنون ۱۸ نسخه یافت شده که استاد ایرج افشار برای تصحیح آن از ۷ نسخه معتبرتر استفاده کرده اند.نسخه فارسی موجود در موزه ملی ایران به همراه نسخه عربی ان که در کتابخانه گوته المان نگهداری می شود بطور مشترک برای ثبت به یونسکو پیشنهاد شده بود
۲- ارزش جهانی اثربه دلایل متعدد:
الف) زمان: چنانکه اشاره شد اصطخری پایه گذار دانش جغرافیا در جهان اسلام بود که بوسیلۀ او مکتب جغرافیایی بلخی بیشتر شناخته شد . او نه تنها در زمان خود در سده ۴ق/ ۱۰ م بر دیگر جغرافیانگاران تأثیر گذاشت، بلکه این تأثیر تا چند سده همچنان ادامه داشت و کتاب او منبع و مأخذی برای جغرافیانویسانی چون مقدسی، جغرافی نگار سده ۴ق/ ۱۰ م و نیز مورد توجه مؤلف ناشناخته متن فارسی حدود العالم و یاقوت حموی معجم البلدان جغرافی نویس سده ۷ق بود.
از آن گذشته ابن حوقل نصیبی از دیگر جغرافیانگاران سده ۴ق معاصر اصطخری، تأکید می کند که انگیزه اصلی اش از تألیف کتابش، دیدار و ملاقات با اصط خری و مطالعه آثار او بوده است . چنانکه ابن حوقل اشاره کرده، اصطخری نقشۀ منطقۀ فارس را بسیار مضبوط کشیده بود.
مقدسی از دیگر جغرافیانگاران سده ۴ق/ ۱۰ م در کتاب خود احسن التقاسیم کار و سبک اصطخری را بسیار بهتر از بلخی شمرده، چنانکه او اشاره کرده بلخی در طول حیات خود سفر نکره ، لذا آنچه در مورد مناطقی که توضیح داده، مطالب او به درستی و اهمیت مطالب اصطخری نمی تواند باشد . از لحاظ زمانی دامنۀ نفوذ کتاب مسالک و ممالک آن چنان گسترده بود که در سده ۹ق/ ۱۵ م نسخه ای از این کتاب در کتابخانۀ شاهرخ تیموری وجود داشت و بنا به گفته ایران شناسان بزرگی چون ولادیمیر بارتولد انگیزه حافظ ابرو در تألیف کتاب جغرافیای خود شد.
کتاب المسالک و الممالک اصطخری نزد مسلمانان دارای آن چنان اعتبار و اهمیت بود که ۶ سده پس از تألیف این کتاب در اوایل سد ه ۱۱ ق ( ۱۰۰۳ ق)/اواخر سده ۱۶ م ( ۱۵۹۶ م) در روزگار سلطان محمد سوم عثمانی به زبان ترکی ترجمه شد . و این گواه آن است که مطالب المسالک و الممالک اصطخری حتی چند سده پس از آن، همچنان سودمند می نمود.
ب) مکان: همان طور که اشاره شد اصطخری بیشتر مناطق مسلمان نشین جهان را مورد بررسی قرار داده است. او شخصاً به سرزمینهای اسلامی سفر کرده، از راهها، سرزمینها و ویژگیهای هر مکان، از آثار و بناهای مکانها و شیوه معیشت مردم آنجا سخن به میان آورده که امروزه از نظر جغرافیای تاریخی بسیار با ارزش و یکی از مهمترین منابع و مآخذ برای پژوهشگران تاریخ و جغرافیای تاریخی به شمار می آید.
ج) مردم: در این کتاب به شرح مردم، خُلقها و عاداتشان، شیو ه زندگیشان، دین و مذهب آنان و گروههای قومی و اینکه در آن دوره به چه زبانی سخن می گفتند پرداخته شده است.
د) موضوع و مضمون: المسالک و الممالک اصطخری کتاب جغرافیایی است که امروزه دارای پایگاه و جایگاه دقیق علمی است و به عنوان یکی از مآخذ مهم در جغرافیای تاریخی، انسانی و سیاسی و مردمشناسی، در تحقیقات علوم انسانی به شمار می رود.
ه ) فرم و سبک: ترجمه فارسی اثر که به مسالک و ممالک نامگذاری شده ، از نظر لغات و اصطلاحات مربوط به سده ۵ و ۶ق بسیار حائز اهمیت است. اسلوب زبان و متن کتاب عربی المسالک و الممالک آنچنان ساده و به سبک فارسی نزدیک است که شرق شناس بزرگی چون کارل بروکلمان این نظریه را ارائه کرد که شاید مؤلف، کتاب خود را ابتدا به زبان فارسی نوشته باشد. چنانکه وجود کلمات فارسی در نقشه های موجود در متن عربی هم این نظریه تقویت می کند.
دانشمندان اروپایی دیگری هم به این ترجمه فارسی توجه داشتند، چنانکه ویلیام اوزلی سالها ترجمۀ فارسی المسالک و الممالک را که نسخه ای از آن را خود در اختیار داشت، آن را به اشتباه ترجمه ای از کتاب ابن حوقل می دانست و او این کتاب را به همین عنوان تدوین کرده بود، اما بعدها معلوم شد که این ترجمۀ بسیار ارزشمند همان، ترجمه کتاب اصطخری است.

مطلب قبلی

کلیات سعدی(۱۳۹۴)

مطلب بعدی

ذخیره خوارزمشاهی (۱۳۹۲)