کمسیون ملی ایران- یوسنکو

موزه، ریسمان فرهنگ و هویت

عبدالمهدی مستکین: موزه دیدار اهل قبور نیست، دیدار اهل حضور است /هزاران کتاب در یک اثر موزه وجود دارد

عبدالمهدی مستکین مدیر گروه فرهنگ کمیسیون ملی یونسکو_ ایران عنوان کرد که با تماشای یک اثر از موزه، گویی هزاران جلد کتاب خوانده‌اید.

به گزارش روابط عمومی کمیسیون ملی یونسکو- ایران، عبدالمهدی مستکین مدیر گروه فرهنگ کمیسیون ملی یونسکو_ ایران شب گذشته ۹ خرداد، مهمان برنامه زنده صفحه اینستاگرام جشنواره ملی میراث فرهنگی و موزه نگاری بود.

وی در ابتدای این برنامه درباره موضوع «موزه به مثابه ریسمان فرهنگ و هویت» گفت: اگر بخواهم تعریفی عارفانه از فرهنگ ارائه بدهم باید بگویم فرهنگ از دو واژه «فر» به معنای نور و و «هنگ» به معنای آهنگ تشکیل شده است. انسان با فرهنگ کسی است که بر مرکب عشق سوار می‌شود و به سوی نور می‌رود و آن انسان واجد اوصاف فرهنگ است. تمام ادبیات ما و هرآنچه که به زیبایی خلق شده و ما در موزه‌ها می‌بینیم در واقع تلاشی پیگیر بوده برای تولید نور و اینکه بشر بتواند دنیا را به مکانی زیباتر و پرنگارتر برای زیستن تبدیل کند ..

مستکین عنوان کرد: بزرگ‌ترین خدمتی که موزه‌ها در این زمانه بی‌درنگی و شتابزدگی می‌کنند، ایجاد درنگ و تامل است.
از این منظر شیخ اجل سعدی زیباترین تعبیر را برای موزه هستی بیان می کند ، که به گمان من باید بر سر در همه موز های کشور نصب شود :

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

موزه جایی برای تامل و فکرت است
رفتن به موزه دیدار اهل قبور نیست بلکه دیدار اهل حضور است؛ وقتی به موزه می‌روید حاصل هزاران سال دسترنج نیاکانی را می‌بینید که با نهایت عشق و تلاش آثاری را خلق کردند که به ما بگویند برای اینکه به مدارج بالا حرکت کنید، اهل درنگ و تامل باشید و شما نیز زیبایی های بر اثار ما پیشینیان افزون کنید ..

سرزمین ایران واقعا واجد میلیون‌ها اثر است که خوشبختانه بیشتر از یک میلیون دیگر از آن، زیرِ زمین است و هنوز بیرون نیامده‌اند چون ما توانایی نگهداری از این آثار را نداریم و آنها را تخریب می‌ کنیم ، کافی است نگاهی به بافت های تاریخی شهر های کهن بیندازیم و ببینیم که دیو طمع و آز ، چگونه اثار چند صاله را به بهانه مدرنیزاسیون تخریب می کنیم !
هنوز به آن پیوند الهی بین فرهنگ و هویت دست نیافته‌ایم و نگاه ما فقط یک نگاه گذرا و تفننی است. چندی پیش مقاله‌ای خانم ربه کا مک میلان را در خصوص شیوه نگرش ما به اثار می خواندم وی اشاره می کند که و متوجه شدم که برای دیدن اثر داوینچی به موزه لور رفتم و دیدم که صدها نفر در حال عکش گرفتن از خودشان با پس زمینه نقاشی لبخند ژوکند هستند … یک لحظه احساس کردم کسی توجهی به زیبایی اثر داوینچی ندارد بلکه همه می‌خواهند خودشان را با آن نقاشی نشان بدهند و اتفاقا تنها چیزی که وجود نداشت تفکر و تأمل بود. من فکر می‌کنم این سخن درست است که متاسفانه در دنیای کنونی ، نگاهی سرگرم‌کننده و مبتذل گونه به مقوله موزه و هنر وجود دارد اما باید بدانیم که با تماشای این آثار چه دگردیسی‌ای و تحول درونی در اندیشه و ضمیرمان ایجاد می‌شود.

وی اظهار کرد: کشورها و ملت‌هایی که مقوله فرهنگ را جدی می‌گیرند بی‌گمان علاقه خاصی دارند به گذراندن بخشی از اوقاف فراغت خود در مکان‌های فرهنگی که یکی از شاخص‌های آن موزه است. موزه به‌سان این است که شما هزاران جلد کتاب را در یک اثر زیبا ببینید، موزه به‌مثابه این است که شما صدای زمزمه کاروانیان بزرگوار ما را بشنوید و… شاهنامه فردوسی موزه هویت ماست، دیوان غزلیات حافظ حماسه تغزل ماست، سعدی حماسه حکمت ماست و… اما ما باید وارد این موزه‌ها بشویم، گل‌های معطر برچینیم و در مسیر شکوفایی به کار ببریم.

مدیر گروه فرهنگ کمیسیون ملی یونسکو_ ایران بیان کرد: کاسیرر متفکر بزرگ مغرب‌زمین می‌گوید: ملتی که فاقد هویت باشد به‌سان شن‌های بیابان با هر تند بادی این‌سو و آن‌سو می‌رود؛ از همین‌رو کشورها تلاش سخت و سنگینی را به‌منظور تولید هویت برای خودشان به کار می‌بندد. مثلا کشورهای همسایه، کشورهای جوان و کشورهایی که صد سال از عمرشان گذشته برای اینکه خودشان را ریشه‌دار کنند، عمیقا به‌دنبال تولید و مصادره‌ آثار هستند تا خودشان را به ریسمان فرهنگ پیوند بزنند و بگویند ما یک ملت ریشه‌دار هستیم. از این منظر اگر ما به مقوله موزه‌ها نگاه کنیم متوجه می‌شویم که موزه‌ها به‌سان آن میخ های خیمه فرهنگ ایران هستند که نیاکان ما در جای‌جای شهر و روستاها با مهر و عشق بر زمین کوبانده‌اند تا کیان این مرز و بوم محکم و بردوام بماند.

وی ادامه داد: همه در خانه‌های خود آلبوم خانوادگی داریم ، چرا خانواده ها مبادرت به ایت کار می کنند ؟! چون برای افراد مهم است که چیستی و کیستی خود را معرفی کنند از این منظر همه ما در خانه‌های خود یک موزه کوچک از چیستی و کیستی خود داریم که از طریق آن خودمان را معرفی می کنیم. نکته جالب این جاست که وقتی این موضوع را در قامت آن دیاری که زندگی می‌کنیم، بنگریم آثار شاخص پیشینیان ما رخ‌نمایی می‌کنند که به منزله هویتی است که ما بر اساس آن خودمان را تعریف می‌کنیم.

مستکین اظهار کرد: اگر کشوری فاقد موزه باشد، عملا فاقد هویت است پس ما باید آنها را پاس بداریم. موزه‌ها به ما یاد می‌دهند، نقش یک دانشگاه زیبا را برای ما دارند و درس‌هایی که در آن‌ها داده می‌شود با ناخودآگاه ما در ارتباط است.
“سال بلو” برنده صلح نوبل ادبیات در ۱۹۷۶ جمله بسیار زیبایی دارد ، که من بر اساس شیوه نگرش سعدی ان را در باب موزه به کار می آورم :
بلو می گوید :
هنر همچون نیایش ، جمع کردن حواس در دوران حواس پرتی عصر حاضر است ”
به گمان من فرهنگ و هنر که جلوه های جسمانی و تاریخمندی آن در موزه ها جلوه گر است ، به منزله جمع کردن حواس در ایام حواس پرتی و پریشانی است.
موزه‌ها در دنیای حواس‌پرتی، ما را حواس‌جمع می‌کنند. اصلا یکی از معیارهای مشاهیر ما حواس‌جمعی و غفلت‌ستیزی است. ما چنان دچار این حواس پرتی شده‌ایم که باید بیدارمان کنند.

شیخ اجل سعدی بسیار نیکو می فرمای. که :
تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

مدیر گروه فرهنگ کمیسیون ملی یونسکو_ ایران توضیح داد: کشور ما کشور موزه است. همه هستی همین است. بستگی به شیوه پردازش مدیران و بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها دارد و می‌تواند این چسبندگی هویتی را ایجاد کند. ما ایرانیان به‌دلیل تجربه‌های مشترک قرن‌ها زیستن با هم در شادی‌ها و غم‌ها، نگرش یکسان و در هم تنیده پیدا کرده‌ایم و این یک قدرت ماندگار در تاریخ ایجاد می‌کند. دنیای امروز هویت‌ستیز است و ما خیلی باید مراقب باشیم که همه جا این فرهنگ و خرده‌فرهنگ ها حفظ شود. چون اگر این خرده‌فرهنگ‌ها از بین بروند ما برای پذیرش هر نوع ویروس آماده می‌شویم. ویروس‌های جسمی می‌روند ولی با ویروس‌های روحی هیچ کاری نمی‌شود کرد. اگر این آراستگی جان، پریشان شود دیگر سخنی باقی نمی‌ماند. بنابراین در این زمانه هویت‌ستیز باید از همین منظر به مقوله موزه‌ها بنگریم و فرزندان خودمان را صرفا برای اینکه بازدیدی از موزه‌ها داشته باشند به این مکان‌ها نبریم بلکه توضیحاتی درباره گذشته‌مان به آنها بدهیم.

مستکین مطرح کرد: خوشحالم که ما ایرانیان در این زمانه هویت‌ستیز، صندوقچه‌ای پر از گنجینه‌های عریان داریم ولی آنها را تباه می‌کنیم. شوربختانه خیلی از فضاهای فرهنگی ما در دست آدم‌های غیرفرهنگی است چون آنها بر اساس معیارهای درست انتخاب نشده‌اند. بنابراین برای این مکان‌ها باید افرادی انتخاب شوند که شور فرهنگی داشته باشند، عاشق میراث و دارای مطالعه گسترده باشند. یک نگاه نادرست وجود دارد مبنی بر اینکه ما هر چه را که داریم باید ثبت کنیم ولی ما باید ابتدا همین‌هایی را که ثبت شده‌اند، خوب نگهداری کنیم.

وی در پایان گفت: هر کشوری که دارای تنوع فرهنگی باشد، آن کشور به جهت عمق تاریخی ماندگارتر خواهد بود. در مغرب‌زمین کلاس‌های نقاشی و هنر در موزه‌ها برگزار و خیلی وقت‌ها گردش‌های بچه ها در موزه‌ها سپری می‌شود. ما باید از همه ظرفیت‌ها برای تزریق هویت و مهر و دوستی در میان فرزندان‌مان استفاده کنیم. به نظرم نسل جدید نسل پویا و خلاقی است پس باید به آنها بها و اجازه بدهیم یاد بگیرند و وارد حوزه‌های مختلف شوند، با این رویکرد می‌توانیم آینده خوبی برای ایران‌زمین داشته باشیم.

image_printچاپ
Web Analytics