فرهنگ و توسعه پایدار

از زمانی که سازمان جهانی یونسکو اولین کنگره بین الملی خویش را با عنوان  “فرهنگ: کلید توسعه پایدار” در Hangzhou (چین) ماه می 2013.  برگزار نمود  تمرکز ویژه این نهاد بزرگ جهانی بر ارتباط درهم تنیده  فرهنگ و توسعه پایدار معطوف گردید . هر چند توجه بایسته یونسکو به مقوله توسعه پایدار به زمان  کنفرانس استکهلم در سال  1998. باز میگردد لیکن کانونی کردن موضوع فرهنگ و تاثیر شگرف آن بر اهداف توسعه  پایدار آینده به کنگره چین باز میگردد.

اهمیت مقوله توسعه پایدار سبب شد تا یونسکو در ذیل یکی از 5 حوزه فعالیت اصلی خود یعنی (آموزش ، علوم ،فرهنگ ، ارتباطات و علوم اجتماعی) سر فصل بسیار مهمی را در بخش فرهنگ با موضوع  ”  Culture for Sustainable Development ”  قرار دهد . در توصیف این بخش تصریح گردیده است که : در شرایطی که جامعه بین المللی در حال بحث پیرامون اهداف توسعه ای  آینده در پسا  2015 می باشدی سازمان جهانی یونسکو   تلاش  میکند تا فرهنگ در کانون  و قلب  دستور کار توسعه جهانی قرار گیرد.

از نظرگاه سازمان جهانی یونسکو فرهنگ وگستره مولفه ای آن نظیر  مواریث ملموس و ناملموس ، صنایع فرهنگی ، خلاقیت ، هویت ، گردشگری فرهنگی ، ترویج صلح ،  پرهیز از خشونت؛  راهبر و توانمند ساز شمول توسعه پایدار درجامعه بشری است ؛ و با این تفسیرمیتوان  با ابزار فرهنگ  زمینه های کلیدی  توسعه ملی و  بین المللی را که منتهی به   ریشه کنی فقر، آموزش با کیفیت، مدیریت پایدار زیست محیطی، شهرهای پایدار، حفاظت از میراث ملموس و ناملموس، هویت، ترویج صلح و گفتگو ، تنوع فرهنگی و انسجام اجتماعی را بستر سازی نمود.

همسو با دیدگاهها مطرح شده در کنگره بین المللی چین  که  معتقد است به رغم اهمیت انکارناپذیر و حیاتی میراث فرهنگی در تسهیل و ترویج معیارهای توسعه پایدار  ، در سطوح ملی این موضوع  از بحث توسعه پایدار غایب و مورد غفلت قرار گرفته است.

یونسکو با تصویب 6 کنوانسیون بسیار مهم در حوزه فرهنگ توسط کشورهای عضو ظرفیت عظیمی در کاربست عملی و اجرایی توسعه پایدار ارائه نموده است .