آموزش ۲۰۳۰: ابزار اساسی برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار ۲۰۳۰ سازمان ملل متحد; دکتر محدثه محب حسینی

Dr Mohebhosseini

دستور کار۲۰۳۰ توسعه پایدار سازمان ملل متحدکه جایگزین اهداف توسعه هزاره شد، در اجلاس عالی‌رتبه سران ملل متحد که در سپتامبر ۲۰۱۵ در نیویورک تشکیل گردید، تصویب شد و رهبران کشورها متعهد شدند از اول ژانویه ۲۰۱۶، برنامه‌ریزی لازم را جهت عملیاتی‌کردن اهداف این دستور کار و ادغام آن در سیاست‌های کلان ملی مربوط به توسعه پایدار انجام دهند. این دستور کار شامل ۱۷ هدف اصلی[۱] و ۱۶۹ هدف ویژه است که به چالش‌های مشترک جهانی در سطوح محلی و جهانی می‌پردازد. این اهداف بر اساس فرآیند گسترده مشورتی در جهان که از سال ۲۰۱۲ آغاز شد، تعیین شده‌اند و بیانگر داده‌هائی از همه بخش‌های جامعه، عاملان جامعه بین‌المللی، دولت‌های عضو، نهادهای تخصصی سازمان ملل متحد، کارشناسان، جامعه مدنی و از همه مهم‌تر، میلیون‌ها نفر از سراسر جهان هستند که متعهد شده‌اند آن را تحقق بخشند. دستورکار توسعه پایدار ۲۰۳۰ بر اساس دو محوراصلی شکل گرفته است: حذف فقر و توسعه پایدار. موضوع توسعه پایدار و سه بعد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی آن، در بطن این دستور کار جهانی قرار دارد.

آموزش که هدف چهارم دستور کار را تشکیل می‌دهد نقش اصلی و محوری در تحقق اهداف دستورکار ۲۰۳۰ برای توسعه پایدار دارد. در این دستورکار، آموزش فقط به هدف چهارم محدود نیست بلکه در تحقق اهداف دیگر نیز نقش کلیدی دارد که عبارتند از: پایان‌بخشیدن به فقر (هدف اول)، بهداشت و رفاه انسانی (هدف سوم)، برابری جنسیتی (هدف پنجم)، کار شایسته و شرافتمندانه(هدف هشتم)، تولید و مصرف مسئولانه (هدف دوازدهم) وکاهش تغییراقلیم (هدف سیزدهم). در واقع، آموزش قادر است پیشرفت به سوی تحقق همه اهداف دستورکار را تسریع کند و به این واسطه لازم است تا به‌عنوان بخشی از راهبردهای تحقق هر یک از اهداف دستور کار در نظر گرفته شود.

 یونسکو به عنوان نهاد متولی آموزش، علوم و فرهنگ در مجموعة سازمان ملل متحد و به دلیل نقش اصلی که در هدایت و راهبری آموزش در جهان ایفا می‌کند، به‌عنوان مسئول اصلی اجرای هدف چهارم این دستورکار که عنوان آن به سوی آموزش و یادگیری مادام‌العمر باکیفیت، برابر و فراگیر است، تعیین شده است. یونسکو دارای سه نقش اصلی در تحقق آموزش۲۰۳۰ است: ۱- هدایت هماهنگی و ایجاد شراکت و همکاری، ۲- بازبینی، نظارت و گزارش‌دهی در مورد پیشرفت‌های انجام شده در زمینۀ اهداف آموزشی و ۳- تقویت دولت‌های عضو در اجرای دستور کار جدید.

هدف از ارائه این مقاله، درک بهتر از اهداف آموزش ۲۰۳۰ در دستورکار ۲۰۳۰ توسعۀ پایدار سازمان ملل متحد و ارائه رهنمودهای لازم برای اجرای آن در سطح ملی است.

آموزش۲۰۳۰ بر مبنای سه توافقنامه جامع بین‌المللی شکل گرفته است که عبارتند از :۱-تفاهم‌نامه مسقط که در نشست جهانی آموزش برای همه، در مه ۲۰۱۴ در مسقط عمان به تصویب رسید، ۲- بیانیه آموزش ۲۰۳۰ اینچئون کره که در مجمع جهانی آموزش برای همه، در مه ۲۰۱۵ در کره به تصویب رسید، و۳- دستورکار ۲۰۳۰ برای توسعه پایدار که در اجلاس سران در مورد توسعۀ پایدار در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سپتامبر ۲۰۱۵ در نیویورک به تصویب رسید.

جامعه بین‌المللی با ابراز نگرانی از عدم تحقق اهداف شش‌گانه آموزش برای همه طی زمان تعیین شده (۲۰۱۵-۲۰۰۰)، چارچوب عمل آموزش۲۰۳۰ را در سی و هشتمین کنفرانس عمومی یونسکو در نوامبر ۲۰۱۵ تصویب کرد. این چارچوب عمل، دستورکار جامعه بین‌المللی را در طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های آموزشی از آموزش پایه و سوادآموزی گرفته تا آموزش عالی، آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و آموزش‌های مهارتی، آموزش بهداشت و سلامت و نیز آموزش شهروندان برای دستیابی به جامعه یادگیرنده و پایدار ترسیم می‌کند. توصیه کلیدی که در این دستور کار برای ۱۵ سال آینده مورد تاکید همه قرار گرفته است، جلب مشارکت هرچه گسترده‌تر شرکا برای اجرای آن است که پوشش اجرای آن را از دستورکار آموزش برای همه که فقط به وزارت‌های آموزش محدود بود، فراتر و گسترده‌تر در نظر می گیرد.

استدلالی که جامعه بین‌المللی بر آن تاکید داشت، این بود که تجارب پانزده سال گذشته نشان می‌دهد که عدم تحقق اهداف شش‌گانۀ آموزش برای همه در بسیاری از مناطق جهان، به دلیل تمرکز اقدامات آن در وزارت‌های آموزش است. از آنجائی که وزارت‌های آموزش تکالیف گسترده‌ای دارند، به تنهائی قادر به تحقق اهداف آموزش۲۰۳۰ نیستند. با توجه به اینکه آموزش ۲۰۳۰ شامل دستور کار ناتمام آموزش برای همه و حوزه‌های دیگر آموزش از جمله اشتغال و توسعه مهارت‌ها، آموزش عالی و آموزش سلامت و بهداشت و آموزش شهروندی جهانی می‌شود و با تحقق اهداف دیگر توسعه پایدار۲۰۳۰ سازمان ملل متحد نیز ارتباط بسیار نزدیکی دارد، نیازمند تعهد و حمایت بلند‌پایه سیاسی دولت‌ها در یک رویکرد فرابخشی است. از طرف دیگر، برای گذار به سوی جوامع یادگیرنده و دانش‌بنیان، یعنی جامعه‌ای که در آن همة سلول‌های اجتماعی به یکدیگر یاد می‌دهند و یاد می‌گیرند، نمی‌توان فقط به وزارت‌های آموزش درکشورها اکتفا کرد، بلکه باید چارچوب گسترده‌تر و فرابخشی را برای اجرای چارچوب عمل آموزش۲۰۳۰ در نظر گرفت که علاوه بر درگیرسازی همه عاملان و ذینفعان آموزشی، سطوح رسمی و غیر رسمی، دولتی و خصوصی و جامعه مدنی را نیز در چارچوب گسترده‌تر اقتصادی و اجتماعی تحت پوشش قرار دهد.

 بر این اساس، چارچوب عمل آموزش۲۰۳۰ با مشارکت گسترده و چندجانبۀ ذینفعان آموزشی در جهان اعم از دولت‌ها، نهادهای تخصصی ملل متحد (یونسکو، یونیسف، برنامۀ توسعۀ ملل متحد، صندوق جمعیت ملل متحد و بانک جهانی) و نیز اقشار مختلف جامعه مدنی اعم از معلمان، جوانان و نهادهای تامین اعتبار بخش خصوصی و نهادهای علمی- تخصصی، طی یک فرآیند چندسالۀ مشورتی تهیه شده است.

در این چارچوب عمل، آموزش به عنوان محور توسعه پایدار انسانی قلمداد شده است و در تحقق همه اهداف توسعه پایدار، اعم از  اقتصادی، زیست‌محیطی، اجتماعی و فرهنگی موثر است. نظام‌های آموزشی می‌بایست به بازارهای کار متحول و تبعات ناشی از پیشرفت‌های فناوری، شهرنشینی، مهاجرت، بی‌ثباتی سیاسی، تخریب زیست‌محیطی، رقابت برای منابع طبیعی، چالش‌های جمعیتی، رشد بیکاری جوانان، فقر مداوم، گسترش نابرابری و تهدیدهائی که بر صلح و امنیت جوامع خدشه وارد می‌سازد، پاسخگو باشند. نظام‌های آموزشی باید افراد را برای زندگی در جوامع یادگیرنده‌ای که به طور مداوم در معرض تحولات شتابان فناوری است، آماده سازند و شهروندان مسئول و پاسخگوی جهانی تربیت کنند.

هدف فراگیری که در چارچوب عمل آموزش۲۰۳۰ مورد تاکید قرار گرفته است: تضمین آموزش باکیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصت‌های یادگیری مادام‌العمر برای همه است. بر این اساس، دولت‌ها مکلف شده‌اند از تمامی ابزارها برای تحقق این هدف استفاده کنند. چند اصل بنیادی برای تحقق این هدف در نظر گرفته شده است که خط‌مشی کلان چارچوب عمل آموزش۲۰۳۰ را مشخص می‌کند، این اصول عبارتند از: ۱-آموزش یکی از حقوق بنیادی انسانی است، برای تحقق این حق، کشورها باید دسترسی به آموزش با‌کیفیت را به شکل رایگان و اجباری برای همه گسترش بخشند، ۲-آموزش یک کالای عمومی است که مسئولیت اصلی آن بر عهده دولت‌ها است. نقش دولت‌ها در تدوین قوانین و معیارگذاری هنجارها اساسی است. در این میان، جامعه مدنی، معلمان و استادان و خانواده‌ها نیز نقش مهمی در به‌رسمیت‌شناختن حق اقشار مختلف جامعه در بهره‌مندی از آموزش با کیفیت دارند.۳- برابرسازی فرصت‌های آموزشی برای دختران و پسران: دولت‌ها موظفند فرصت‌های برابر آموزشی برای دختران و پسران فراهم کنند و بر روند برخورداری آن‌ها از حقوق یکسان برای دسترسی به آموزش با کیفیت، نظارت کامل داشته باشند.

رویکردهای ویژه‌ای که در آموزش۲۰۳۰ برای دستیابی به اهداف پیش‌بینی‌شده مورد تاکید قرار گرفته است، عبارتنداز: تقویت سیاست‌ها، طرح‌ها، نظام‌ها و قانون‌گذاری با ماهیت فرابخشی به منظور جلب مشارکت هر چه گسترده‌تر شرکا؛ تاکید بر برابری، شمول و فراگیری و برابرسازی جنسیتی؛ تمرکز بر کیفیت و فراگیری؛ ترویج یادگیری مادام‌العمر و توجه به آموزش در شرایط پس از جنگ و بلایای طبیعی.

آموزش۲۰۳۰ بر اساس چند محور کلیدی شکل گرفته است که در تمام بخش‌های چارچوب عمل اعم از اهداف، فرآیندها و تمهیدات اجرائی می‌توان آن‌ها را تشخیص داد: تامین فرصت‌های یادگیری مادام‌العمر برای همه، تامین آموزش پایه و فرصت‌های برابر برای دستیابی به آموزش پس از پایه برای همه، تاکید بر فراگیری در آموزش، بدون توجه به خاستگاه قومی، نژادی، جنسیتی و طبقه اجتماعی، تاکید بر اثربخشی و تناسب یادگیری مطابق با نیازهای اجتماعی و اقتصادی جوامع. بر این اساس، چارچوب عمل آموزش ۲۰۳۰ دارای هفت هدف ویژه و سه ابزار فراگیر اجرائی است که تحقق اهداف را ممکن می‌سازند. علاوه بر این، چند گزینه راهبردی برای اجرای هر هدف ویژه در نظر گرفته شده است که چارچوب اصلی کار را برای ادغام اهداف در سیاست‌گذاری‌های کلان آموزشی در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی فراهم می‌سازند.

 اهداف ویژه و گزینه‌های راهبردی آموزش۲۰۳۰

۱- آموزش ابتدائی و متوسطه فراگیر

 همه دختران و پسران تا سال ۲۰۳۰ به آموزش آزاد، برابر و با کیفیت که منجر به نتایج یادگیری مرتبط و موثر شود، دست یابند. براساس آمارهای بین‌المللی در سال ۲۰۱۳، ۵۹ میلیون کودک در سن آموزش ابتدائی و ۶۵ میلیون نوجوان در سن راهنمائی خارج از مدرسه بوده‌اند که اغلب آن‌ها را دختران تشکیل می‌دادند. حتی۵۰ میلیون از کودکانی که بیش از نیمی از آن‌ها دوره ابتدائی را گذرانده‌اند، حداقل مهارت‌های یادگیری که شامل خواندن، نوشتن و حساب کردن است را کسب نکرده‌اند. بر این اساس، چند راهبرد برای رفع چالش‌های فوق پیشنهاد شده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

  • تدوین قوانین و سیاست‌هائی که امکان دسترسی همه کودکان و نوجوانان را به ۱۲ سال آموزش رایگان، نه سال آموزش ابتدائی و متوسطه رایگان و اجباری با کیفیت که منجر به نتایج موثر یادگیری شود، تضمین کند.
  • تدارک شیوه‌های دیگر یادگیری برای کودکان و نوجوانان خارج از مدرسه
  • ترویج آموزش‌های دو زبانه و چندزبانه در جوامع چندزبانه
  • توسعه نظام‌های سنجش جامع برای ارزیابی نتایج یادگیری

۲- توسعه مراقبت اوان کودکی و آموزش پیش‌دبستانی فراگیر

همه دختران و پسران تا سال ۲۰۳۰ به آموزش با کیفیت پیش‌دبستانی و مراقبت اوان کودکی دست یابند. آموزش پیش‌دبستانی و مراقبت‌های اوان کودکی که از زمان تولد آغاز می‌شود، از اهمیت ویژه‌ای برخورداراست و بنیان پیشرفت پایدار، بهداشت و رفاه کودکان را پی‌ریزی می‌کند و گام اول برای کسب توانمندی‌ها و مهارت‌های لازم برای یادگیری مادام‌العمر کودکان است. راهبردهایی که برای تحقق این هدف در نظر گرفته شده‌اند، عبارتند از:

  • تدوین و اجرای سیاست‌هائی که اختصاص حداقل یک سال آموزش باکیفیت، اجباری و رایگان در دوره پیش‌دبستانی را با اولویت دسترسی کودکان فقیر و محروم، تامین نماید.
  • تدوین و اجرای سیاست‌های بین بخشی در زمینه آموزش پیش‌دبستانی و مراقبت اوان کودکی با همکاری وزارت‌های مسئول تغذیه، بهداشت، امور اجتماعی و حفاظت از کودکان، و تامین منابع کافی برای اجرای آن‌ها
  • تدوین راهبرد و برنامه عمل شفاف برای توانمندسازی حرفه‌ای افرادی که در حوزه آموزش پیش دبستانی و مراقبت‌های اوان کودکی فعالیت می‌کنند.
  • طراحی و اجرای برنامه‌ها، خدمات و زیربناهای لازم و مناسب در حوزه‌های بهداشت، تغذیه، نیازهای آموزشی و حمایتی به‌ویژه برای کودکان معلول جهت مراقبت اوان کودکی.

 

۳- دسترسی برابر به آموزش عالی و آموزش فنی و  حرفه‌ای

تضمین دسترسی برابر همه زنان و مردان به آموزش فنی و حرفه‌ای و آموزش عالی و دانشگاهی با کیفیت و برابر تا سال ۲۰۳۰. فرصت‌های دسترسی به مقاطع بالاتر آموزش غالبا ناکافی و محدودند. این مطلب خصوصا درکشورهای کمترتوسعه‌یافته، موجب شکاف علمی می‌شود و تاثیر منفی بر توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع بر جای می‌گذارد. آموزش مهارت‌ها و آموزش‌های فنی و حرفه‌ای باید از مقطع متوسطه آغاز شود و در مقاطع بالاتر از جمله دانشگاه‌ها ادامه یابد. در سال ۲۰۱۳، سهم آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، حدود ۲۳ درصد از کل ثبت‌نام‌ها در مقطع آموزش متوسطه بود.

در ارتباط با آموزش عالی، اگرچه همه اشکال آموزش عالی گسترش پیدا کرده‌اند و میزان ثبت‌نام‌ها از ۱۰۰ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۱۹۹ میلیون نفر در سال ۲۰۱۳ در آموزش عالی افزایش یافته است، ولی هنوز تفاوت‌های زیادی در دسترسی به آموزش عالی مشاهده می‌شود که ناشی از تبعیض‌های مبتنی بر جنسیت، اجتماعی، منطقه‌ای، قومی، سن و معلولیت هستند. راهبردهائی که برای رفع این چالش‌ها پیشنهاد شده‌اند، عبارتند از:

  • تدوین سیاست‌های بین‌بخشی در خصوص توسعة مهارت‌های حرفه‌ای، آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و آموزش عالی و سیاست‌گذاری بین بخشی در میان این سه حوزه و تقویت پیوند میان علم و سیاست‌گذاری برای انطباق با شرایط در حال‌تغییر و به‌روز ماندن با این شرایط.
  • فراهم‌ساختن زمینه لازم برای تضمین کیفیت، تایید و به‌رسمیت‌شناختن صلاحیت‌ها و مدارک آموزش عالی و تسهیل اعتبار‌سنجی واحدهای درسی در میان موسسه‌های آموزش عالی
  • برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در زمینه ادغام آموزش با کیفیت از راه دور در آموزش عالی با تامین مناسب مالی و استفاده مناسب از فناوری
  • برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در زمینه تقویت پژوهش در آموزش عالی و دانشگاهی با تاکید ویژه بر آموزش زنان و دختران خصوصا در حوزه‌های آموزش علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات
  • تقویت همکاری‌های بین‌المللی در توسعة آموزش عالی و دانشگاهی بین مرزی و همچنین توسعه برنامه‌های پژوهشی بین‌ مرزی
  • ترویج آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، آموزش عالی و دانشگاهی و همچنین ترویج فرصت‌های یادگیری مادام‌العمر برای تربیت جوانان و بزرگسالان توسط نهادهای آموزش عالی

۴- مهارت‌های مرتبط برای کار شایسته و شرافتمندانه

افزایش تعداد جوانان و بزرگسالان با مهارت‌های مرتبط (مهارت‌های فنی و حرفه‌ای) برای اشتغال مناسب و کارآفرینی تا سال ۲۰۳۰. با توجه به تغییرات مداوم بازار کار، بیکاری رو به افزایش خصوصا در میان جوانان، پیر شدن نیروهای کار در برخی از کشورها، مهاجرت و پیشرفت‌های ناشی از فناوری، اکنون همه کشورها نیازمند ارتقای توانائی‌ها، مهارت‌ها و دانش‌مردم برای اشتغال شایسته و شرافتمندانه، کارآفرینی و زندگی هستند. در بسیاری از کشورها سیاست‌های آموزشی نیز باید به منظور پاسخ‌گوئی به نیازهای مداوم توسعه مهارت‌های جوانان و بزرگسالان و همچنین یادگیری مهارت‌های جدید توسط آنان، بازنگری شوند. راهبردهای اصلی که در این حوزه می‌توانند موثر باشند، عبارتند از:

  • جمع‌آوری اطلاعات و شواهد در مورد مهارت‌های مورد نیاز جوامع
  • در گیر نمودن شرکای اجتماعی در طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی و پرورشی جامع و مبتنی بر شواهد
  • ترویج اشکال مختلف آموزش و یادگیری در محل کار
  • تضمین کاربرد نظام‌های شفاف برای تضمین کیفیت در آموزش های فنی و حرفه‌ای و طراحی چارچوب‌های لازم برای ارزیابی صلاحیت‌های حرفه‌ای
  • ترویج یادگیری انعطاف‌پذیر در نظام‌های آموزش رسمی و غیر رسمی

۵- فراگیری و دسترسی برابر زنان و مردان به فرصت‌های آموزشی

رفع نابرابری جنسیتی در آموزش و تضمین دسترسی برابر به همه سطوح آموزش و آموزش حرفه‌ای خصوصا برای افراد آسیب‌پذیر از جمله معلولین، بومیان و کودکان تا سال ۲۰۳۰. با وجود پیشرفت‌هائی که در افزایش ثبت‌نام دختران و پسران در مدارس ابتدائی انجام شده است ولی هنوز هم در برخی از مقاطع آموزشی، نابرابری در دسترسی برابر دختران و پسران به آموزش وجود دارد. فقر موجب تشدید سایر اشکال طرد اجتماعی از جمله عدم تساوی در دسترسی به آموزش می‌شود. راهبردهائی که برای تحقق این هدف در نظر گرفته شده است، عبارتند از:

  • تضمین اینکه سیاست‌گذاری‌های آموزشی و بودجه‌بندی آن‌ها بر اساس اصول عدم تبعیض در آموزش باشند و به تدوین و اجرای راهبردهای عاجل و هدفمند برای اقشار طرد شده و آسیب‌پذیر کمک کنند.
  • تضمین اینکه سیاست‌های آموزشی، طرح‌ها و برنامه‌ها به شرایط اضطراری در آموزش پاسخگو باشند.
  • شناسائی، نظارت و بهبود دسترسی زنان به آموزش با کیفیت
  • مرور و بازنگری طرح‌ها، بودجه‌ها، برنامۀ درسی و کتاب‌های درسی برای ترویج برابری و عدم تبعیض در آموزش و حقوق بشر و تضمین حذف کلیشه‌های جنسیتی در آموزش
  • حمایت از رویکردهای جامع برای مقاوم‌سازی مدارس در مقابل بلایای طبیعی
  • فراهم‌آوردن امکان آموزش از راه دور، آموزش فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی و دسترسی به فناوری‌های مناسب و زیر‌بناهای ضروری برای تسهیل ایجاد فضاهای یادگیری در منازل و مناطق جنگی و دورافتاده
  • جمع‌آوری داده‌های معتبر در مورد کودکان معلول
  • تضمین استفاده از داده‌ها و اطلاعات چندگانه برای نظارت بر فراگیری اجتماعی در آموزش

۶- سوادآموزی فراگیر جوانان

 تضمین اینکه تا سال۲۰۳۰ همه جوانان و بزرگسالان (زنان و مردان) به سواد خواندن و نوشتن و حساب کردن دست یابند. سوادآموزی بخشی از حق آموزش و یک کالای عمومی محسوب می‌شود. سوادآموزی موجب مشارکت بیشتر و موثرتر در بازار کار، کاهش فقر و افزایش فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی در زندگی افراد و بهبود تغذیه و بهداشت خانواده وکودک می‌شود.

در سال ۲۰۱۳، ۷۵۷ میلیون بزرگسال بیسواد ۱۵ سال به بالا در جهان وجود داشت که دو سوم آنان را زنان تشکیل می‌دادند. برنامه‌ها و روش‌شناسی‌های سوادآموزی می‌بایست با توجه به نیازها و چارچوب‌های فرهنگی تهیه شوند و در آن‌ها برنامه‌های سوادآموزی بین فرهنگی و دو زبانی در چارچوب یادگیری مادام‌العمر به ویژه ICT و فناوری‌های موبایل مورد تاکید ویژه قرار گیرد. راهبردهایی که برای این هدف تعیین شده است، عبارتند از:

  • تدوین یک رویکرد گسترده و چند بخشی برای برنامه‌ریزی در زمینه سوادآموزی و اختصاص بودجه لازم به آن
  • تضمین کیفیت‌ برنامه‌های سوادآموزی، انطباق آن‌ها با نیازها، دانش و تجربه قبلی فراگیران و چارچوب‌های فرهنگی و زبانی
  • توسعه چارچوب سنجش سوادآموزی و ابزارهایی برای ارزیابی سطح مهارت سوادآموزی
  • تشکیل یک نظام برای جمع‌آوری، تحلیل و به‌اشتراک‌گذاشتن داده‌های مرتبط و به‌موقع در مورد سطوح مختلف سوادآموزی و نیازهای سوادآموزی متناسب با جنسیت و شاخص‌های دیگر اجتماعی

۷- آموزش شهروندی برای توسعه پایدار

تضمین اینکه همه یادگیرندگان، دانش و مهارت‌های مورد نیاز برای توسعه پایدار را تا سال ۲۰۳۰، کسب کنند.در دنیای معاصر که با چالش‌های حل نشده در زمینه‌های گوناگون اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی مواجه است، آموزش باید به استقرار صلح و شکل‌گیری جوامع پایدار کمک کند. بر این اساس، محتوای آموزش باید سبک‌های زندگی پایدار، حقوق بشر، برابرسازی فرصت‌های اجتماعی برای زنان و مردان، ترویج فرهنگ صلح و عدم خشونت، شهروندی جهانی و احترام به تنوع فرهنگی و مشارکت فرهنگ‌ها در تحقق توسعه پایدار را ترویج بخشد. در حالی که طی سال‌های اخیر بسیاری از نظام‌های آموزشی بازنگری‌هایی را انجام داده‌اند ولی داده‌ها نشان می‌دهد تاکنون فقط پنجاه درصد از کشورهای عضو یونسکو، آموزش توسعۀ پایدار را در سیاست‌های آموزشی خود ادغام کرده‌اند. راهبردهایی که برای ترویج توسعۀ پایدار تعیین شده‌اند، شامل موارد زیر هستند:

  • توسعه سیاست‌ها و برنامه‌های مرتبط با آموزش توسعه پایدار و آموزش شهروندی جهانی در نظام‌های آموزش رسمی، غیر رسمی و آزاد
  • آماده‌سازی یادگیرندگان در همه سنین با فرصت‌های مناسب برای یادگیری مادام‌العمر و دانش و مهارت‌های مربوط به ایجاد جوامع صلح‌جو و پایدار
  • ترویج برنامه‌های مشارکتی برای یادگیرندگان و معلمان و مربیان در رابطه با آموزش توسعه پایدار و آموزش شهروندی جهانی
  • تضمین اینکه آموزش نقش کلیدی فرهنگ را در دستیابی به توسعۀ پایدار به رسمیت شناسد و برنامه‌های آموزشی با توجه به چارچوب‌های فرهنگی تهیه شوند
  • حمایت از توسعه نظام‌های ارزیابی قوی‌تر برای آموزش شهروندی جهانی و آموزش برای توسعه پایدار به منظور سنجش مهارت‌های شناختی و اجتماعی- رفتاری دانش‌آموزان و دانشجویان
  • ترویج اینکه آموزش، فرهنگ صلح و عدم خشونت، گفتگو و تفاهم بین فرهنگی را پرورش دهد.
  • ترویج رویکرد بین‌رشته‌ای و با مشارکت ذینفعان مختلف برای تضمین آموزش توسعه پایدار و آموزش شهروندی جهانی در همۀ سطوح و اشکال آموزش

ابزارهای اجرائی

برای تحقق این اهداف ویژه و راهبردهای پیشنهاد شده، سه ابزار اجرائی که متمرکز بر فضاهای آموزشی، گسترش ارتباطات آموزشی از طریق همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و نیز معلمان به عنوان مهم‌ترین عاملان آموزش کیفی است، به شرح زیر در نظر گرفته شده است:

الف – فضاهای موثریادگیری

     ایجاد و به‌روزرسانی امکانات آموزشی مناسب برای کودکان، معلولان، زنان و مردان و تامین فضاهای یادگیری موثر، فراگیر، به دور از خشونت و امن برای همه تا سال ۲۰۳۰٫ وجود فضاهای یادگیری مناسب و با کیفیت برای حمایت از یادگیرندگان، معلمان و پرسنل آموزشی ضرورت دارد. داده‌ها نشان می‌دهد با وجود اینکه در ۱۲۶ کشور در حال توسعه، میانگین درصد مدارسی که به امکانات بهداشتی مجهز هستند از ۵۹ درصد در سال ۲۰۰۸، به ۶۸ درصد در سال ۲۰۱۲ رسیده است، ولی در ۵۲ درصد از کشورهایی که دارای کم‌ترین میزان توسعه‌یافتگی و درآمد هستند، از هر دو مدرسه، یک مدرسه این شرایط را دارد. تضمین احساس امنیت توسط زنان و دختران در فضاهای یادگیری، برای ادامه تحصیل آنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. مهم‌ترین راهبردهایی که برای رفع چالش‌های یاد شده مطرح شده است، عبارتند از:

  • تدوین و اجرای سیاست‌های جامع، چند وجهی و با توجه ویژه به نیازهای دختران و پسران و معلولان
  • تدوین سیاست‌های لازم برای حفاظت از یادگیرندگان، معلمان و پرسنل آموزشی از خشونت و ترویج هنجارهای لازم برای تضمین امنیت مدارس و به دور ماندن آن‌ها از خشونت
  • تضمین اختصاص منصفانه منابع مالی و امکانات در میان مدارس محروم از نظر اجتماعی – اقتصادی و مدارس غیر محروم و سایر موسسه‌های آموزشی
  • افزایش فرصت‌های دسترسی بزرگسالان به فضاهای یادگیری غیررسمی و فراهم‌آوردن امکانات لازم برای دسترسی آن‌ها به فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی به عنوان ابزاری مهم در یادگیری مادام‌العمر

ب- بورس‌ها

 افزایش تعداد بورس‌های اعطاشده به کشورهای کم‌توسعه‌یافته و کشورهای در حال توسعه جزایر کوچک و کشورهای آفریقائی در آموزش عالی از جمله آموزش فنی و حرفه‌ای،ICT ، مهندسی و برنامه‌های علمی توسط کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه تا سال ۲۰۲۰٫ بورس‌های دانشگاهی نقش مهمی در فراهم‌کردن امکان ادامه تحصیل برای جوانان و بزرگسالان در برخی از مناطق دارند. علاوه بر این، ارائه بورس در بین‌المللی‌سازی آموزش عالی و نظام‌های پژوهشی خصوصا در کشورهایی که دارای پایین‌ترین سطح توسعه‌یافتگی هستند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. راهبردهایی که در این خصوص پیشنهاد شده است، عبارتند از:

-تضمین اینکه سازوکارها، برنامه‌ها و سیاست‌های وضع شده در زمینه بورس‌های بین‌المللی در راستای اولویت‌ها، برنامه‌ها و شرایط ملی کشورها باشد.

– جهت‌دهی فرصت‌های ارائه بورس‌ها به سوی زنان و مردان محروم

– تعریف و تدوین برنامه‌های مشترک میان دانشگاه‌های کشورهای مبدا و کشورهای محل تحصیل دانشجویان به‌عنوان ابزاری برای ایجاد انگیزه در میان دانشجویان برای بازگشت آن‌ها به کشورهای مبدا خود، همچنین ایجاد سازوکاری برای ممانعت از مهاجرت مغزها و ترویج جذب مغزها

– ایجاد برنامه‌های ارائه بورس در کشور مبدا دانشجویان با هدف افزایش تعداد و انواع افراد ذینفع در کشور مبدا و در بازار کار ملی/ محلی

ج -آموزشیاران و معلمان

ج : افزایش عرضه معلمان با صلاحیت از طریق همکاری بین‌المللی در زمینه تربیت معلم، در کشورهای در حال توسعه، به‌ویژه کشورهایی که کمترین سطح توسعه‌یافتگی را دارند و کشورهای جزیره‌ای کوچک در حال توسعه تا سال ۲۰۳۰٫ معلمان کلید دستیابی به همه اهداف آموزش ۲۰۳۰ هستند. در بسیاری از مناطق جهان به دلیل فقدان و توزیع نابرابر معلمان حرفه‌ای به ویژه در مناطق محروم، شکاف آموزشی شدت یافته است.

 برای تحقق آموزش ابتدایی در جهان تا سال ۲۰۳۰، به ۲/۳ میلیون نفر معلم احتیاج داریم و برای تحقق آموزش در مقطع متوسطه اول نیز ۱/۵ میلیون نفر معلم مورد نیاز است. راهبردهایی که برای رفع چالش‌های یاد شده، پیشنهاد شده‌اند، عبارتند از:

  • تدوین راهبردهای موثر برای جلب با انگیزه‌ترین افراد برای حرفه معلمی با توجه به توازن بین زنان و مردان
  • بازبینی و بهبود کیفیت آموزش معلمان در دوره پیش از خدمت و نیز ضمن خدمت
  • ایجاد چارچوبی برای ارزیابی توانمندی‌های معلمان، استادان تربیت معلم، ناظران و افرادی که مسئول بازرسی فعالیت معلمان هستند.
  • آموزش کافی مهارت‌های فنی به معلمان به منظور توانمند‌ساختن آنان برای استفاده از فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی
  • تقویت مدیران مدارس برای بهبود آموزش و یادگیری

 نکات مهم چارچوب عمل

با توجه به موارد فوق، چند نکته اساسی در چارچوب عمل آموزش۲۰۳۰ وجود دارد که ضرورت تدوین و اجرای سیاست‌های موثر و پایدار فرابخشی توسط دولت‌ها را ایجاب می‌کند. این نکات شامل موارد زیر است:

  • کیفیت‌بخشی به آموزش و تاکید بر بهبود و ارتقای نتایج یادگیری
  • گسترش فرصت‌های یادگیری مادام‌العمر برای همه و تاکید بر ارائه یادگیری انعطاف‌پذیر در نظام‌های آموزش رسمی و غیر رسمی
  • تقویت نظام‌های ارزیابی و تضمین کیفیت شفاف و موثر در همه سطوح آموزشی
  • اعتباردهی و به‌رسمیت‌شناختن آموزش‌های غیر رسمی
  • تعهد دولت‌ها به دوازده سال آموزش رایگان و دولتی، نه سال آموزش ابتدائی و متوسطه اجباری و یک سال آموزش با کیفیت و اجباری ماقبل دبستان
  • تقویت علم، فناوری و نوآوری و به‌کارگرفتن فناوری اطلاعات و ارتباطات برای تقویت آموزش، انتشار دانش، دسترسی به اطلاعات و یادگیری موثر و با کیفیت
  • تعهد دولت‌ها به عرضة معلمان توانمند، مهارت‌آموخته، با انگیزه وکافی برای نظام‌های آموزشی
  • تعهد دولت‌ها به تخصیص ۴ تا ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی و یا ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل هزینه‌های عمومی به آموزش
  • افزایش دسترسی عادلانه به آموزش فنی و حرفه‌ای و کارآموزی با توجه ویژه به کاربرد معیارهای تضمین کیفیت

 اقدامات ملی برای اجرای آموزش ۲۰۳۰

اجرای موفق دستور کار آموزش۲۰۳۰ در سطح ملی به جلب مشارکت گسترده و نظام‌مند و ایجاد هماهنگی در میان بخش‌های متعدد و طیف گسترده‌ای از عاملان و ذینفعان بستگی دارد. دولت‌ها موظفند اهداف جهانی را در اهداف، سیاست‌ها، طرح‌ها و اقدامات ملی، چرخة سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی نظام‌های آموزشی و آماده‌سازی منابع ادغام کنند. بر اساس توصیه سازمان‌های بین‌المللی، اجرای آموزش۲۰۳۰ در سطح ملی می‌بایست بر مبنای رویکردی فرابخشی باشد که براساس همکاری موثر، تمرکز بر نتایج، گسترش شراکت، شفافیت، مسئولیت مشترک و وحدت عمل همه عاملان شکل گرفته است.

اصول مربوط به هماهنگی در سطح ملی

ماهیت سازوکارهای هماهنگی موجود حوزه آموزش در کشورها متنوع است. برخی از اصول عمومی که می‌توانند به هماهنگی مناسب جهت تحقق موثر اهداف آموزش ۲۰۳۰ در چارچوب دستورکار ۲۰۳۰ توسعۀ پایدار ملل متحد، کمک کنند، عبارتند از:

  • هدایت دولتی و جلب مشارکت فرابخشی: اگر چه سازوکارهای هماهنگی ملی آموزش ۲۰۳۰ در کشورهای مختلف متنوع است ولی این سازوکارها باید ماهیت دولتی داشته باشند. سازوکارهای هماهنگی آموزش ۲۰۳۰ نیاز به تضمین مشارکت همه ذینفعان مرتبط که در فعالیت‌های توسعه آموزش در سطوح ملی یا محلی موثرند، اعم از دولتی و غیر دولتی، رسمی و غیر رسمی و آزاد دارد.
  • حفظ و انطباق ساختارهای موجود و اجتناب از دوباره کاری: سازوکار هماهنگی فرابخشی آموزش ۲۰۳۰ نباید هزینه‌های اضافی یا اداری جدیدی به دولت‌ها اضافه کند. دولت‌ها می‌بایست آموزش ۲۰۳۰ را در سطح یکپارچه و منسجمی در نظام‌ها، ساختارها و سازوکارهای ملی موجود ادغام کنند. این سازوکارها می‌توانند شامل کارگروه‌های آموزشی، مجامع توسعه ملی آموزش، کمیسیون‌های ملی آموزشی و مجامع هماهنگی بین بخشی باشند. این قبیل سازوکارهای هماهنگی ملی، نیاز به تضمین مشارکت همه ذینفعان دارد و حتی‌الامکان این سازوکارها باید برای تحقق اهداف آموزش ۲۰۳۰ تقویت گردند یا انطباق داده شوند.
  • اقدام فراتر از وزارت یا نهاد متولی آموزش: سازوکارهای هماهنگی ملی آموزش ۲۰۳۰ باید از یک رویکرد اجرایی صرف که فقط به وزارت آموزش محدود شود، اجتناب کنند و فراتر از آن اقدام نمایند و وزارت‌ها و سازمان‌های دیگر شامل بهداشت، جوانان، کار، اموراجتماعی، مدیریت، بودجه، برنامه‌ریزی و غیره را نیز در نظر گیرند. این امر نیازمند تعهد و حمایت بلند پایه سیاسی، همکاری بین دولتی و تامین اعتبار کافی است.
  • تامین هماهنگی اجرای آموزش ۲۰۳۰ با سایر اهداف توسعه پایدار ۲۰۳۰ سازمان ملل متحد: آموزش۲۰۳۰ هدف چهارم از اهداف توسعه پایدار ۲۰۳۰ ملل متحد است و نباید به عنوان یک رهیافت مجزا، بلکه وابسته به اهداف دیگر توسعۀ پایدار دیده شود. به‌ویژه اهداف آموزشی وابسته به اهداف دیگر توسعۀ پایدار که بر بهبود بهداشت، کاهش فقر، پیشگیری از نابرابری، ترویج عدالت اجتماعی و کمک به رشد پایدار متمرکز هستند. دولت‌ها می‌بایست هماهنگی لازم بین اجرای آموزش ۲۰۳۰ در سطح ملی، با سازوکارهای هماهنگی گسترده‌تر ملی برای دستورکار۲۰۳۰ توسعه پایدار ملل متحد را در نظر گیرند.

نقش سازوکارهای هماهنگی ملی آموزش ۲۰۳۰

  • تضمین بکارگیری یک رهیافت جامع، هماهنگ و فراگیر مشارکتی برای بومی کردن و اجرای آموزش ۲۰۳۰
  • حمایت از ادغام آموزش ۲۰۳۰ در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری آموزشی و تطبیق آن‌ها با اسناد بالادستی ملی و محلی
  • تضمین مرور مداوم و منظم ملی و نظارت بر پیشبرد اجرای آموزش۲۰۳۰ به عنوان بخشی از نظارت منظم بر اهداف توسعه ملی آموزش در کشور
  • تامین ارتباط موثر بخش آموزش با بخش‌های دیگر برای اجرا و نظارت بر آموزش ۲۰۳۰
  • ترغیب دولت و شرکای دیگر برای اولویت‌بخشیدن به امر آموزش بر اساس نیازهای توسعه کشور
  • تسهیل اختصاص منابع داخلی به آموزش شامل افزایش تخصیص بودجه عادلانه درآمد عمومی به آموزش
  • استفاده موثر‌تر از منابع عمومی، افزایش مشارکت‌های غیر دولتی و پایداری تامین اعتبار خارجی

کمیسیون ملی یونسکو- ایران و آموزش ۲۰۳۰

مطابق با بند ۷ اساسنامه سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، کمیسیون‌های ملی یونسکو در کشورهای عضو، نهاد متولی عملیاتی‌سازی، هدایت و نظارت بر پیشبرد اجرای چارچوب عمل‌های جهانی در کشورهای عضو هستند. بر این اساس، کمیسیون ملی یونسکو در ایران مطابق با اساسنامه مصوبه خود از بدو فرآیند مشورتی تدوین چارچوب عمل جهانی آموزش۲۰۳۰ در یونسکو، هماهنگی لازم را با نهادهای ملی جهت جمع‌بندی نقطه نظرات جمهوری اسلامی ایران در خصوص اهداف و موضوعات مختلف سند به عمل آورد و پس از تصویب چارچوب عمل جهانی آموزش ۲۰۳۰ در یونسکو ، با همکاری کمیته‌های ملی آموزش و آموزش عالی خود که ترکیب آن شامل اعضای حقیقی (متخصصین برجسته علمی) و حقوقی (روسای دانشگاه‌ها و نمایندگان وزرا) از همه وزارتخانه‌ها و نهادهای ذیربط است، نسبت به عملیاتی‌کردن سند آموزش ۲۰۳۰، از طریق تشکیل ۳۰ کار گروه ملی با تمرکز بر وزارتخانه‌ها و نهادهای: آموزش و پرورش؛ علوم، تحقیقات و فناوری؛ بهداشت، درمان و آموزش پزشکی؛ تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛ سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی؛ معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری؛ دانشگاه‌های فرهنگیان، فنی- حرفه‌ای و علمی – کاربردی و سازمان صدا و سیما اقدام کرد.

عناوین کار گروه‌های ملی تخصصی تدوین سند ملی  آموزش۲۰۳۰ عبارتند از: ۱-آموزش ابتدائی، ۲-آموزش متوسطه، ۳-سنجش و ارزیابی کیفیت و یادگیری، ۴- مراقبت اوان کودکی، آموزش پیش دبستانی و ابتدائی، ۵- آموزش فنی و حرفه‌ای و مهارتی رسمی (متوسطه)، ۶- آموزش عالی مهارتی، ۷- آموزش فنی و حرفه‌ای و مهارتی غیررسمی، ۸-دسترسی به آموزش عالی با کیفیت و برابر، ۹-کارآفرینی با تاکید بر کار شایسته، ۱۰- برابرسازی فرصت‌های آموزشی و اجتماعی برای زنان و دختران، ۱۱-دسترسی برابر اقشار آسیب‌پذیر به آموزش، ۱۲-آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه، ۱۳- توسعه سوادآموزی و مقابله با کم‌سوادی،۱۴ – آموزش توسعۀپایدار در آموزش ابتدائی و متوسطه با تاکید بر ایجاد هماهنگی بین بخشی، ۱۵- آموزش توسعۀ پایدار در آموزش عالی، ۱۶- آموزش سلامت و شیوه‌های زندگی سالم و بهداشتی، ۱۷- مدارس و تجهیزات آموزشی در سطوح ابتدائی و متوسطه، ۱۸- دانشگاه‌ها و نهادهای آموزش عالی، ۱۹- فناوری و تجهیزات آموزش‌های غیر رسمی مهارتی، ۲۰- توسعه همکاری‌های علمی و بین‌المللی در آموزش عالی، ۲۱- توسعه همکاری‌های بین‌المللی در آموزش مهندسی، ۲۲- توسعه همکاری‌های علمی و بین‌المللی در زمینه تربیت معلم، ۲۳- تامین اعتبار برنامه‌های آموزش ۲۰۳۰، ۲۴- شاخص‌های آموزش ۲۰۳۰، ۲۵- اسناد کلان بالادستی و آموزش ۲۰۳۰، ۲۶- ارتباط با مراجع سیاست‌گذار، جامعه علمی و پژوهشی، انجمن‌های علمی و سازمان‌های مردم نهاد و آموزش ۲۰۳۰، ۲۷- ترویج هماهنگی نهادی و بین بخشی در ساختارهای دولتی، ۲۸-مطبوعات و آموزش ۲۰۳۰، ۲۹- اطلاع‌رسانی به دانشگاه‌ها و نهادهای آموزش عالی‌، ۳۰- رسانه‌های جمعی و آموزش ۲۰۳۰٫

برای ایجاد هماهنگی و هدایت یکپارچه و منسجم کارگروه‌های تخصصی آموزش ۲۰۳۰، بخش آموزش کمیسیون ملی یونسکو با مشورت کمیته‌های ملی آموزش و آموزش عالی کمیسیون ملی یونسکو، راهنمای فنی تدوین سند ملی آموزش۲۰۳۰ جمهوری اسلامی ایران را تهیه کرد. همگام با این اقدامات در سطح ملی، گزارش عملکرد فعالیت‌ها را نیز به یونسکو ارائه داد و به‌عنوان یکی از کشورهای پیشگام منطقه آسیا و اقیانوسیه که طرح ابتکاری در زمینه اجرای آموزش ۲۰۳۰ اجرا کرده است، مورد تقدیر قرار گرفت. بر این اساس، پیش‌بینی شده است پس از تلفیق گزارش‌های دریافتی از کارگروه‌ها در کمیته تلفیق و تدوین سند نهایی، یک نشست بلندپایه با حضور وزرای ذیربط آموزش ۲۰۳۰، نمایندگان نهادهای تخصصی ملل متحد از جمله یونسکو، یونیسف و … و نیز اعضای کارگروه‌های تخصصی سند آموزش ۲۰۳۰ در تهران تشکیل گردد و در آن از سند ملی آموزش ۲۰۳۰ جمهوری اسلامی ایران رونمائی شود.

دکتر محدثه محب حسینی

رئیس بخش آموزش کمیسیون ملی یونسکو- ایران

 

  • تشکر و قدردانی: در اینجا لازم می‌دانم از راهنمائی‌ها، پیشنهادات و مشورت‌های ارزشمند جناب آقای دکتر سعدالله نصیری قیداری، دبیر کل محترم کمیسیون ملی یونسکو در ایران، در تدوین و نهائی‌سازی این مقاله تشکر و قدردانی نمایم.

References:

  • UNESCO, Education 2030: Framework for Action; Towards inclusive and equitable quality education and lifelong learning for all, UNESCO, 2015.
  • United Nations, Transforming our world: The 2030 Agenda for Sustainable Development, UN, 2015.
  • UNESCO, Relationship between Sustainable Development Goal4 and the Education 2030 Framework for Action, UNESCO 2015.
  • UNESCO, SDG4 – Education 2030, Briefing Note 1, February 2016.
  • UNESCO, Unpacking SDG4 – Education2030 Commitments, Briefing Note2, April 2016.
  • UNESCO, Ensuring appropriate coordination mechanisms, Briefing Note 3, July 2016.
  • UNESCO, SDG Follow- up and Review, Global Reporting and Monitoring, Briefing Note 4, May 2016.
  • Asia and the Pacific: Follow- up Survey, Foundation Building; Country- level SDG4 – Education 2030 activities, Iranian National Commission for UNESCO, 2015.
  • UNESCO, 2014,UNESCO’s Participation in the Preparations for the Post 2015 Development Agenda, 2015 ( 197EX/7).
  • UNESCO, Outcome Document of the Asia- Pacific Meeting on Education 2030, Bangkok, 2015.
  • UNESCO, UNESCO’s Role in the implementation of the education 2030 agenda (38C/54), 2015.
  • UNESCO,UNESCO’s participation in the preparations for a ost-2015 development agenda, ( 197 EX/7), UNESCO,2015.
  • UNESCO, Preparation of the draft programme and budget for 2018-2021 (38C/7), UNESCO, 2015.

منبع : مردم سالاری ، سه شنبه ۹ شهریور ماه ۱۳۹۵

[۱] هفده هدف اصلی دستور کار ۲۰۳۰ توسعه پایدار سازمان ملل متحد عبارتند از : ۱- پایان دادن به فقر در همۀ اشکال آن و در همه­‌جا ؛ ۲-پایان دادن به گرسنگی، تحقّق امنیّت غذایی و تغذیۀ بهتر و توسعۀ کشاورزی پایدار؛ ۳- تضمین یک زندگی­ توأم با سلامت و ترویج رفاه برای همه و در تمامی سنین؛ ۴- تضمین آموزش باکیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصت­های یادگیری مادام­‌العمر برای همه ؛ ۵-دستیابی به تساوی جنسیتی و توانمندسازی همۀ زنان و دختران؛ ۶- تضمین دسترسی به آب و مدیریّت پایدار آب و بهداشت برای همه ؛ ۷- تضمین دسترسی به منابع انرژی مقرون­‌به‌­صرفه، مطمئن، پایدار و نوین ؛ ۸- ترویج رشد اقتصادی ماندگار، فراگیر و پایدار، اشتغال کامل و بهره­‌ور و اشتغال شرافتمندانه برای همه ؛ ۹- ساختن زیربنای مقاومتی، ترویج صنعتی­‌سازی پایدار و فراگیر، و ترویج نوآوری ؛ ۱۰- کاهش نابرابری در درون و در میان کشورها ؛ ۱۱-تبدیل شهرها و سکونت­‌گاه­‌های انسانی به مکان­های همه‌­شمول، امن، مقاوم و پایدار؛ ۱۲- تضمین الگوهای پایدار تولید و مصرف ؛ ۱۳- اقدام عاجل برای رویارویی با تغییر اقلیم و آثار آن ؛ ۱۴- حفاظت و استفادۀ پایدار از اقیانوس­ها، دریاها، و منابع دریایی برای توسعۀ پایدار؛ ۱۵- پاسداشت، احیا و ترویج استفادۀ پایدار از بوم­‌سازگان­های زمینی، مدیریت پایدار جنگل­ها، مبارزه با بیابان­‌زایی و توقف و معکوس­‌سازی روند تخریب (یا فرسایش) زمین و همچنین متوقف ساختن تخریب تنوع­‌زیستی؛ ۱۶- ترویج جوامع صلح جو و فراگیربرای توسعۀ پایدار، برقراری امکان دسترسی به عدالت برای همه و ایجاد مؤسسات مؤثر، پاسخ­گو و فراگیر در همۀ سطوح و ۱۷- تقویت ابزار اجرا و احیای همکاری­های جهانی برای (تحقّق) توسعۀ پایدار.

 

Web Analytics